عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٤ - حكايات ذوالقرنين
درخواست كنندگان به اشتباهت نمىاندازد! اى مولايى كه اصرار كنندگان خستهات نمىكند! نسيم عفوت و شيرينى رحمتت را به من بچشان.
آرى، خضر پيغمبر، ما را هدايت به درگاه و پيشگاهى مىكند كه براى ما تكيهگاهى جز آن وجود ندارد و تنها آن درگاه لطف است كه در همه امور پشتيبان ما و يار و ياور و مونس و انيس و تأمينكننده سعادت دنيا و آخرت ماست.
حكايات ذوالقرنين
ذوالقرنين كه نامش در قرآن مجيد آمده با لشگر فراوانى از بيابانى عبور مىكرد، پيرمردى را ديد مشغول نماز است و به عظمت ذوالقرنين توجهى نكرد، ذوالقرنين از بزرگى روح او در تعجب شد، پس از تمام شدن نمازش به او گفت: چگونه با ديدن خدم و حشم بزرگى دستگاه من نهراسيدى و در حال تو تغييرى پيدا نشد، عرضه داشت: با كسى مشغول مناجات بودم كه قدرت و لشگرش بىنهايت است، ترسيدم از او منصرف شوم و به تو متوجه گردم از عنايتش محروم گردم و ديگر دعايم را اجابت ننمايد!
ذوالقرنين فرمود: اگر مرا همراهى كنى تمام خواستههايت را اجابت مىكنم، عرضه داشت: من حاضرم همه جا با تو باشم به شرط آن كه چهار چيز برايم ضمانت كنى:
اول: صحتى كه هرگز بيمارى از پس آن نباشد.
دوم: نعمتى كه زوال نداشته باشد.
سوم: جوانى و قدرتى كه پيرى و سستى در آن ديده نشود.
چهارم: حياتى كه مرگ نداشته باشد.