عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٦ - گفتار ملا عبدالرزاق لاهيجى در مسئله عجب
و هر كه بر اسرار و حقايق اين دو اصل اطلاع يافت بىشك در نفس او تواضع و انكسار و خضوع پديد مىآيد و خوف و خشيت بر او غالب مىگردد و به صفت حكم و حيا و رحمت و رأفت متصف مىشود و چون طاير همت هر كس، آن حوصله ندارد كه در فضاى هواى عالم ملكوت و جبروت طيران كند و از سبحات اسرار ذات و صفات الهى از بحار مكاشفات مستفيض شود، بايد كه از استحضار اصل اول كه معرفت عيوب و آفات نفس است كه سهلترين و نزديكترين اسباب است غافل نباشد و خداوند عالم از جهت تنبيه طالبان منهج هدايت و مستعدان قبول فيض، نفحات عنايت مراتب بدايت و نهايت نفوس انسانى را در آياتى از كتاب مجيد خود ذكر فرموده است كه:
[قتل الإنسان ما أكفره\* من أي شيء خلقه\* من نطفة خلقه فقدره\* ثم السبيل يسره\* ثم أماته فأقبره\* ثم إذا شاء أنشره][١].
مرگ بر انسان، چه كافر و ناسپاس است!\* [خدا] او را از چه چيز آفريده؟
\* از نطفهاى [ناچيز و بىمقدار] آفريده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا كرد.\* آن گاه راه [هدايت، سعادت، خير و طاعت] را برايش آسان ساخت.\* سپس او را ميراند و در گور نهاد،\* و سپس چون بخواهد او را زنده مىكند.
در اين آيات كريمه اشاره واضحه است به كيفيت مراتب اول و اوسط و آخر احوال نفوس بشرى، پس عاقل بايد كه به نور بصيرت در دقايق اسرار اين آيات تامل كند و احوال اول و اوسط و آخر خود از آن مشاهده نمايد.
اما اول آن است كه بداند كه چندين هزار دهور و اعصار پيش از وجود او گذشته
[١] -عبس( ٨٠): ١٧- ٢٢.