عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٤ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
اطلاع روحانى داشت.
ولكن از معارف و علوم جزئيات كه به واسطه آلات حواس انسانى و قواى بشرى و صفات نفسانى حاصل توان كرد بىخبر بود و در آن وقت كه به قالب پيوست چون طفلى بود كه در رحم بود به مهد پيوست.
اگرپرورش به وجه خوشى نيابد، زود هلاك شود، پس مادر او را زود در گهواره نهد و دست و پاى او را دربندد تا حركات طبيعى نكند كه دست و پاى خود را بشكند يا كج كند، او را از غذاهاى اين عالم كه او هنوز غريب آن است نگاهدارد؛ زيرا كه معده او هنوز قوه هضم غذاى اين عالم نيافته است، او را هم به غذايى بپروراند كه از آن عالم باشد كه او نه ماه در آن بوده است و با غذاى آنها خو كرده و آن شير است كه هم از آن عالم است، تا چون مدتى برآيد و با هواى اين عالم خو گيرد به تدريج او را به غذاهاى لطيف اين عالم پرورش دهند تا معده او بدين غذاها قوت يابد، آن كه غذاى كثيف را مستعد شود كه حركت و قوت و كارهاى عنيف را مدد از آن بود.
هم چنين طفل، روح چون به مهد قالب پيوست، تمام دست و پاى تصرفات او را به تدبير اوامر و نواهى شرع ببايد بست، تا حركات به مقتضاى طبع نكند كه خود را هلاك كند، يا دست و پاى صفت روحانى شكسته و كج شود، يعنى مبدل كند به صفات ذميمه نفسانى و او را از پستان حقيقت و طريقت شير تصفيه و تجليه مىبايد داد كه آن هم غذاى آن عالم است كه او چندين هزار سال مقيم آنجا بوده و از آن نوع غذا پرورش يافته، تا دل او كه به مثابت معده است مر طفل را بدان قوت يابد و مستعد آن گردد كه اگر در عالم شهادت از غذاهاى مختلف معاملات خلافت كه: