عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٥ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
[ثم جعلناكم خلائف في الأرض][١].
سپس شما را بعد از آنان در زمين جانشين قرار داديم.
تناول كند، بلكه مقوى او گردد، چه قوت برداشتن امانت بدان غذاى توان يافت. و چنان كه آنجا آن طفل، شير از پستان مادر خورد و يا از پستان دايه خود، پرورش به واسطه ايشان يابد و الا هلاك گردد، اينجا طفل روح شير طريقت و حقيقت از سر پستان مادر نبوت تواند خورد و يا پرورش از دايه ولايت كه قائم مقام اوست تواند گرفت و الا هلاك شود.
آنچه گفتيم طفل چون به مهد قالب تواند پيوست، تمام اين تمامى آن است كه به وقت حاصل آيد كه وقت ظهور آثار عقل است و روح از حينى كه به وقت تصرف حق در شكم مادر به طفل مىپيوندد، تا به وقت طفلى، آن نسبت دارد كه طفل را وقت ولادت بعضى اعضا بيرون آمده باشد و بعضى نيامده، تا آن كه اعضا طفل تمام از مشيمه بيرون آيد و به دست قابله رسد؛ زيرا كه روح را تعلق با قالب به تدريج پديد مىآيد، تا قالب در رحم باشد تعلق روح با او به حيات بود كه حركت نتيجه آن است و تعلق او با حواس هنوز تمام پديد نيامده است كه بدين چشم بيند و بدين گوش شنود، چون از رحم بيرون آيد، تعلق او با حواس تمام پديد مىآيد، اما با قواى بشرى به تدريج پديد مىآيد.
هم چنين به هر موضع از قالب كه محل صفتى از صفات انسانيت است، تعلق تمام نگيرد الا بعد از كماليت آن محل، چنان كه حرص و غضب و شهوت و ديگر صفات هر يك در موضع و محل معين است، تا آن محل كامل نگردد و آن صفت در آن محل ظاهر نشود، روح را بدان محل تعلق تمام پديد نيايد.
[١] -يونس( ١٠): ١٤.