عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٢٨ - گفتار ملا عبدالرزاق لاهيجى در مسئله عجب
[ثم السبيل يسره][١].
آن گاه راه [هدايت، سعادت، خير و طاعت] را برايش آسان ساخت.
تا بداند كه آدمى ميتى بود بىجان و معدومى بود بىنام و نشان، حضرت ربوبيت جلت عظمته او را حيات بخشيد و پس از كرى او را شنوا گردانيد و بعد از كورى بينايى عنايت فرمود و پس از گنگى گويايى و بعد از ضعف قوت و هم چنين بعد از ضلالت به درجه هدايت رسانيد تا به يقين شناساى انعام حضرت صمديت گردد و رعايت آداب عبوديت بر خود واجب داند و رذيله كبر و عجب بر خود راه ندهد و جور و ستم به زير دستان نپسندد و تحقيق كند كه عز وثنا و دوام و بقا جز جناب كبريايى را نمىشايد و با اين همه نقصان و خساست و ضعف و حقارت اگر در حال حيات امور معيشت بدو مفوض بودى يا در ادامت وجود خود اختيارى داشتى، عجب و طغيان او را هم وجهى بودى، لكن شحنه[٢] غيرت زمام اختيار به دست او نداد و مفتاح مراد در قبضه همت او ننهاد، بلكه وجود او را هدف سهام بليات و مقهور تصاريف حوادث و آفات گردانيد و امراض هايله و اسقام مهلكه و طبايع متضاده را بر او گماشت، نه او را بر جذب نفع و دفع ضر قدرتى و نه در كسب خير و منع شر قوتى، عقل او را بيم اختلاس در هر زمانى و روح او را خوف اختطاف[٣] در هر آنى، در حال صحت اسير نفس و هوا و در وقت مرض بسته آلام و عنا، اين و اواسط حال آدمى.
عارف معارف الهيه حاج ميرزا حبيب الله خراسانى در اين زمينه مىگويد:
|
نيمه از خاك و نيمه از فلكم |
نيمه از ديو و نيمه از ملكم |
|
[١] -عبس( ٨٠): ٢٠.
[٢] -شحنه: داروغه- نگهبان- حاكم نظامى.
[٣] -اختطاف: ربودن، ربودن هم چون برق. استراق سمع كردن( شيطان).