عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤١ - كلام اميرالمؤمنين
ساختمان شخصيت آدمى نمىماند تا قابل بازسازى بوده باشد، مانند شرك و تجرى به مقام شامخ ربوبى و قتل نفس بىعلت و غير ذلك، وانگهى آيات و روايات بسيار فراوانى وجود دارند كه نتايج اعمال زشت و گناهان را مانند معلولهايى كه دنبال علل خود به طور ضرورى به وجود مىآيند گوشزد مىكنند مانند:
[فمن يعمل مثقال ذرة خيرا يره\* و من يعمل مثقال ذرة شرا يره][١].
پس هركس هموزن ذرهاى نيكى كند، آن نيكى را ببيند.\* و هركس هموزن ذرهاى بدى كند، آن بدى را ببيند.
با نظر به مجموع منابع اسلامى، آنچه كه به عنوان اصل اساسى مىتواند، پذيرفته شود اين است كه:
رحمت و الطاف خفيه و جليه پروردگارى، همه هستى را كه انسان هم جزيى از آن است فرا گرفته است.
[و رحمتي وسعت كل شيء][٢].
و رحمتم همه چيز را فرا گرفته است.
از طرف ديگر ضرورت نگهدارى حقيقى، از موجوديت است كه بتواند استعداد پذيرش آن رحمت واسعه را داشته باشد، بنابراين مربيان و معلمان جامعه بايستى هر دو عنصر اصل مزبور را براى مردم بيان كنند نه فقط يك عنصر آن را كه يا خلاف آن گروه از آيات و روايات باشد كه مفاد آنها عموميت رحمت و لطف و عنايت پروردگارى است و يا مخالف آن گروه از آيات و روايات باشد كه مفاد آنها ضرورت
[١] -زلزال( ٩٩): ٧- ٨.
[٢] -اعراف( ٧): ١٥٦.