عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٢ - درجات استقامت
درجات استقامت
همان طورى كه استقامت موجب فزونى و زيادتى عمل عامه است، روحى است كه احوال سالكان بدان زنده و باقى است و بر سه درجه است.
سالك اگر از طريق اعتدال و استقامت خارج گردد، در وادى مخوف مشتهيات نفس واقع شده، گرفتار مشكلات عالم تفرق مىشود، از مسير اصلى منحرف گشته به مقام جمع راه نخواهد يافت.
استقامت سالك در درجه اول، اجتهاد در اقتصاد است، يعنى سعى در ميانهروى و اعتدال دارد، اين كوشش براى اين است كه سالك بر رسم علم تعدى نكند، از حد اخلاص تجاوز ننمايد و بر خلاف دستور قدم برندارد.
سالك، اگر تعدى از رسم علم كند، تعدى از رسم استاد كرده، آن كه از دستور استاد سرپيچى كند راه به جايى نمىبرد و در صراط مستقيم قرار نمىگيرد.
دستورهاى شرع مقدس از عالم وحى و الهام است، روى اصل صحيحى است، مبتنى بر سير و دفع موانع از افراد است، دوايى است كه از روى بصيرت و حكمت تركيب يافته جهت رشد و كمال و خلاصى از امراض نفسانى است، سرپيچى از دستورها سبب مىگردد، شخص در امراض مهلكه خودپرستى باقى بماند، به ستايش حق و حقپرستى نرسد.
چون سالك از حد اخلاص تجاوز نمايد، عملش روى ريا انجام مىگيرد، عمل در اين صورت يا براى عوض است، يا براى اجرت و يا غرضى از اغراض ديگر، در هر صورت عمل بدين ترتيب ارزشى ندارد، اثرى بر آن مترتب نيست.
استقامت در درجه دوم، در احوال است، استقامت در اين مقام مشاهده حقيقت است نه به طريق كسب، تركيب ادعاست نه به سبب علم، باقى بودن با