عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦١ - توطئه استعمارگران
آن كدام نيروست كه مردم پراكنده و جمعيتهاى متفرق را جمع كرده و از آنها بناى يك سپاه مظفر و پيروزى پايهگذارى كرده است؟
ملتى از آنها به وجود آورده است مغلوب نشدنى، ملتى كه نه تنها از مرگ نمىهراسد بلكه آن را آرزو نموده و در راهش مىكوشد.
آن كدام رازى است كه اين ملت را از تنگناى جزيره محدود، زندگى محدود، افكار محدود، افتخارات محدود و هم چنين از كشمكشهايى كه بر سر رياستهاى بىارزش و مالكيتهاى كوچك مىافتاد رهايى بخشيد؟
كدام قدرت آنها را از آن همه انحطاط و كوتهبينى نجات داده و طورى آنها را تربيت كرد كه درباره قوميتهاى شخصى و مليتهاى فردى كوچكترين فكرى نكنند و هيچكس در انديشه قبيله خود نبوده و توجهى به سرزمين شخصى و وطن خود نداشته باشد؟
نه ربيعهاى بشناسد و نه مضرى، عدنانى با قحطانى فرقى نداشته همگى در اوضاع كلى دنيا و مسائل مربوط به اوضاع فرهنگى و همگانى فكر كنند و درباره عقايد مذهبى و دين جديدشان بينديشند؟
اينان چگونه تمام تودهها را به يك قبيله تبديل نموده و همه نژادهاى مختلف را يكى كردند؟
آرى، فقط يك قبيله و يك نژاد، آن هم امت و نژاد اسلامى، كدام عامل اين جمعيت را وادار كرد دست به ترقياتى بزند كه مردم سراسر جهان اعم از گذشتگان و آيندگان از آنها عاجز باشند؟
دشمنان اجنبى اسلام در هر يك از زيربناى وحدت و اجتماع ما، اسرار نهضت ما، عوامل آزادى و بالاخره در انگيزه دلاورى و شجاعت ما به دقت به مطالعه فكر كردند و قدرت يافتند، گشتند تا آنجا كه قدرت داشتند؛ زيرا روى اسرار ما انگشت