عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٥٣ - تفسير«ماخلق»
فلق اگر اشاره به نوع باشد شامل هرگونه فلقى مىشود آن شعاعى كه از شكافته شدن تاريكى و آن گياه و جانورى كه از زمين و بذر و تخم و رحم سر برمىآورد.
آن چشمهها و بارانهايى كه از درون كوهها و ابرهاى فشرده جارى مىشود.
اعمالى كه از نيات و خوىها و معارفى كه از اذهان و افكار و صورتهايى كه از تركيب عناصر و ماده و وجودى كه از عدم پديدار مىشود.
اضافه اسم رب به «الفلق» اشعار به چنين ربوبيت وسيع و فراگيرندهاى دارد كه پيوسته در درون جهان و زير پوستها و پردههاى گوناگون، هر موجودى را مىپروراند و چون آماده ظهور شدند آن پردهها و پوستها را سر شكاف مىنمايد و آنها را پديد مىآورد.
تفسير «ماخلق»
[من شر ما خلق][١].
از زيان مخلوقاتى كه [با انحرافشان از قوانين الهى به انسان] ضرر مىرسانند.
حرف «ما» دلالت بر تعميم و شمول دارد و اضافه شر به آن و فعل «خلق» و نسبت آن به خالق مشعر به آن است كه شر از خلق و تركيب و امتزاج و تفصيل كاينات و مواد و قوا برمىآيد، نه از عالم امر و اراده فاعلى خالق.
اين شرور فقط همان مضاف به «ما خلق» است و در واقع نمايشى از چگونگى نظر و انديشه و دريافت انسان از حوادث متضاد مىباشد و وجود عينى و مستقلى ندارند.
پس اگر انسان خود را برتر آرد و در حريم قدرت رب رساند و به او ايمان آورد
[١] -فلق( ١١٣): ٢.