عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٣١ - مجاهدت با نفس
و نفس او را در آن نصيب بود، الا راه مجاهدت كه هوا در ديگر راهها زنده باشد و در مجاهدت بميرد، پس مجاهدت سبب عزل ولايت انسانيت است و تخم كشف اسرار حقيقت.
نهاد آدمى آنگه پاك شود كه در درياهاى مجاهدت افتد، كسى كه درب مجاهدت بر خود بسته دارد، لشگر هوا وى را به غارت پردازد و بر وى غالب شود و ملازم طمع و متابع شهوت و موافق غضب گردد و ريا بر احوال او مستولى شود، تا هر چه كند براى خلق كند و اين چنين كس هرگز حلاوت ايمان نيابد.
اما چون به مجاهدت درآيد و در بدايت روزگار، خود را تربيت كند به مراقبت و ظاهر خود را بپيرايد به مجاهده، شجره حقيقت در دل او رسته شود و خارستان معصيت در درون سوخته گردد، فتوح غيب حاصل آيد و بر مردم مبتدى در راه ارادت، مجاهدت فريضه است، از آن كه نفس زمام او را گرفته باشد و از هوا آيينه او ساخته تا مذاق مراد او خيالات فاسد بدو نمايد و باطل را در كسوت حقيقت بر وى عرضه مىكند، چندان هوس در نهاد او پديد آيد كه يك باره از حق پرستيدن بيفتد و به عقوبت ريا مبتلا شود و بند شك و شرك بر نهاد او افتد، تا بتپرستى تمام از ميان كار بيرون آيد و آن ارادت وبال او گردد.
|
علم حق را كجا تو بگزينى |
زين خودآرايى و خودبينى |
|
|
كى توانى رسى به اوج علا |
تا كه خواهى به صدر بنشينى |
|
|
خويشتن را بزرگ پندارى |
ديگران را به چشم كم بينى |
|
|
چون تو مايل به رنگ و اسبابى |
لاجرم در صفات مسكينى |
|
|
خون مخلوق را خورى همه وقت |
زين سبب هم چو تيغ خونينى |
|
|
تو اگر دين چنين نگهدارى |
نه كه ديندار بلكه بىدينى |
|
در خبر است كه: