عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٧٢ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
[أمن يجيب المضطر إذا دعاه][١].
يا آن كه وقتى درماندهاى او را بخواند اجابت مىكند و آسيب و گرفتاريش را دفع مىنمايد.
تتق[٢] عزت از پيش جمال صمديت پرده براندازد، عاشق سوخته خود را به هزار لطف بنوازد، چون شمع جمال صمديت در تجلى آيد، روح پروانه صفت پر و بال بگشايد، جذبات اشعه شمع هستى پروانه را بربايد، پرتو نور تجلى وجود پروانه را به تجليه صفات شمعى بيارايد، زبانه شمع جلال احديت چون شعله برآرد، يك كاه در خرمن وجود پروانه روح نگذارد.
اينجا نور جمال صمدى روح روح گردد.
[أولئك كتب في قلوبهم الإيمان و أيدهم بروح منه][٣].
اينانند كه خدا ايمان را در دلهايشان ثابت و پايدار كرده، و به روحى از جانب خود نيرومندشان ساخته.
اينجا عتبه عالم فناست و سر حد بقا، بعد از اين كار تربيت روح به تجليه جذبات الوهيت مبدل شد اكنون هر نفسى از انفاس او به معامله ثقلين برآيد.
جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين[٤].
جاذبهاى از جاذبههاى حق برابر با عمل جن و انس است.
|
زان گونه پيامها كه او پنهان داد |
يك نكته به صد هزار جان نتوان داد |
|
[١] -تتق: چادر، پرده بزرگ.
[٢] -نمل( ٢٧): ٦٢.
[٣] -مجادله( ٥٨): ٢٢.
[٤] -مراحل السالكين: ٧١- ٧٩.