عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٦٢ - پرخورى و گرسنگى
گرسنگى نيست و اين دو بيمارى دو مهارند براى مطرود شدن انسان از رحمت الهى و نزديك شدنش به شقاوت و گمراهى[١]!
چه خطرناك است دورى از حضرت او و چه سعادت و كرامت است مقام قرب به او كه آن از حرص و شكم بارگى است و اين از قناعت و كم خورى.
|
گداى حضرت او باش و پادشاهى كن |
مكن مخالفت او و هر چه خواهى كن |
|
|
مرا زعالم علوى فرشتگان هر دم |
ندا كنند كه درويش باش و شاهى كن |
|
|
چو جم مباش به سلطانى زمين قانع |
بكوش و سلطنت از ماه تا به ماهى كن |
|
|
اگر چه هر نفست مىدهد فريبى نفس |
تو تكيه بر كرم و رحمت الهى كن |
|
|
تو جرم بخشى و فضلش مبينو غره مشو |
گناهخويش و خطابين و عذر خواهى كن |
|
|
ترا كه گفت كه در باغ عيش و مسند جاه |
مى شبانه خور و خواب صبحگاهى كن |
|
|
خلاف امر خداوند موجب سخط است |
رضاى اوطلبى توبه از مناهى كن |
|
|
سياه نامهاى چندار كنند جامه كبود |
تو آب ديده عقيقى و چهره كاهى كن |
|
|
زگنج خلوت تاريك رخ متاب عماد |
وطن چو مردمك ديده در سياهى كن[٢] |
|
[١] -مستدرك الوسائل: ١٦/ ٢١٢، باب ١.
[٢] -عماد فقيه كرمانى.