عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٠ - توطئه استعمارگران
و بيچارگى قلب سياهشان از كار بيفتد، قلبى كه دائما به آتش حسد و كينه و خشم مىسوخت، دوران مرگبارى را مىگذرانيدند، چشمان آنها در برابر نورافشانىهاى اسلام كور و گوششان از شنيدن بانگ حقيقت خيزش كر گشته بود.
آرى، دشمنان نحوه جنگى را كه با ما در پيش گرفته بودند خوب بررسى كردند و دريافتند كه جنگ با شمشير آن چنان شكستى را به آنان پيش مىآورد كه هرگز جبرانپذير نخواهد بود.
با مسلمانان وارد ميدان مىشدند، ولى از خرمن ستيزه جز شكست و سرزنش، زيان و خسارت بهرهاى نصيب آنان نمىگشت.
اوضاع جنگى و نظامى مسلمانان را ديده و مزه مرارت ميدانها را چشيدند و با خسارتهاى افتضاحآميز و وضع دردناكى عقبنشينى كردند.
جوانان و مردان قهرمان ما را ديده و قدرت بهتآور سپاه پيروز ما را مشاهده كردند، جبهههاى جنگى را خالى نموده و ميدان ستيزه را ترك گفتند.
آن گاه براى پيدا كردن راه چارهاى در فكر فرو رفتند، تا با پيدا كردن راههاى تازهاى زودتر و بهتر به مقصد برسند و بر مسلمانان و در حقيقت براى شكست اسلام پيروز شوند.
اول مطلبى كه نظر پيشوايان يهود و نصارى و مجوس و مشركان و همه دشمنان اسلام را جلب كرد، راز عظمت مسلمانان بود.
آيا نيرويى كه به اين ملت امكان داد كه از مرزهاى جزيره منحطى به خارج راه يافته، تودهها و نژادهاى مختلف را در زير يك پرچم گرد آورد از كجا سرچشمه گرفته است؟
كدام عامل باعث شده كه اقوام و قبايل مختلف تا اين حد پابند تعاون بوده و همگى به حالت فشرده، در يك صف قرار گيرند؟