عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٠٣ - مشى الهى
راه ايمان استوار كردند و جز به سوى حضرت دوست سير نكردند، نيتشان خير و عزيمتشان صحيح و قلبشان مملو از عشق حضرت حق بود، جز خير نخواستند و جز خير ندانستند و جز به راه خير نرفتند.
اگر مشى انسان بر اساس قرآن مجيد مشى هون باشد و از مشى مرحى بپرهيزد، در مشى خود رضاى خالق را به دست آورده و به مخلوق حق خير رسانده است.
قرآن مجيد وقتى صفات برجسته عباد خدا را بيان مىكند به مشى الهى آنان توجه داده و مىفرمايد:
[و عباد الرحمن الذين يمشون على الأرض هونا و إذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما][١].
و بندگان رحمان كسانىاند كه روى زمين با آرامش و فروتنى راه مىروند، و هنگامى كه نادانان آنان را طرف خطاب قرار مىدهند [در پاسخشان] سخنانى مسالمتآميز مىگويند.
در اين آيه شريفه به دو خصوصيت از خصوصيات مردم مؤمن اشاره مىكند:
اول اين كه مردم مؤمن كسانى هستند كه روى زمين با «هون» راه مىروند.
«هون» به طورى كه راغب در «مفردات» گفته به معناى تذلل و تواضع است و بنابر اين به نظر مىرسد كه مقصود از راه رفتن در زمين نيز كنايه از زندگى نمودنشان بين مردم و معاشرتشان با آنان باشد.
پس مردم مؤمن هم نسبت به حق تذلل و تواضع دارند و هم نسبت به خلق، چون تواضع آنان مصنوعى نيست، واقعا در سويداى دل افتادگى و تواضع دارند و چون چنينند، لاجرم نه نسبت به خدا استكبار مىورزند و نه در زندگى
[١] -فرقان( ٢٥): ٦٣.