عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣١ - تجلى عنايت حق به وقت سلوك سالك
صحت توبه و ندامت، حزن است و اندوه بر ضياع[١] انفاس و اوقات و تقويت فريض[٢] طاعات وقت استطاعات در مخالفات.
و حزن حالتى است كه چون بر سالك غالب شود و قايم گردد او را غير حق و اشتغال به غير فانى گرداند و نتيجه آن اشفاق[٣] است.
و خوف حالتى است كه بر اثر فوت كلى غلبه كند، چون حزن بر فوت وقت ماضى است در مخالفت و خوف بر فوت وقت مستقبل و چون خوف بر فوات اوقات مستقبل است، منتج استيحاش[٤] است از اغيار و ماسوى الله.
و استيحاش وحشت و ملالت يافتن است از اغيار و ما سوى الله و از مشغولى به غير حق و آن منتج احوال بسيار است، هم چون زهد كه عبارت است از عدم رغبت فيما سوى الله و فرار كه گريختن است از غير حق و ذهاب كه استمرار فرار است و انزعاج كه موجب فرار است و ذهاب و ماشا كل ذلك من الاحوال و چون وحشت بايد از خلق و به حق گريزد طلب خلوت كند و خلوت موجب فكر است در سبب حصول وصول و موجبات آن و فكر منتج ذكر است و ذكر موجب حضور به مذكور و دوام ذكر موجب حضور و دوام حضور موجب دوام مراقبت و چون دايم الحضور و المراقبه شود، حقيقت حيا از حق در مخالفت و معصيت به نفس قائم شود و حياى حقيقى چون به نفس قائم گردد به حقيقت ادب مع الله تحقق يابد و ادب موجب رعايت حدود شرعى است و مخالفت بر اوامر مرعى و انتها از جمله معاصى اصلى و فرعى.
[١] -ضياع: هلاك شدن.
[٢] -فريض: واجب.
[٣] -اشفاق: بيم و ترس.
[٤] -استيحاش: احساس و نفرت كردن.