عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧ - كلام اميرالمؤمنين
فرياد از دست مغرورانى كه دزد راه انسانيتند، آه از دست كسانى كه در راه نيستند و براى آنان نسبت به حقايق عرفانى نيست، هدفى جز شهرت و شكم براى آنان وجود ندارد، با اين همه حال به لباس دانايى و از همه بدتر معلمى جلوه كرده و با مشتى ادعاى دور از حقيقت، به دعوت انسانها برمىخيزند و در راه سادهدلان دام گسترده، آنان را فريب مىدهند، تا به وسيله آنان به نان و نوايى برسند و در جهت شكم و شهوت و تخيلات شيطانى دلى از عزا درآورند، اينان دين خدا و آيات قرآن و روايات و اخبار را ملعبه دست قرار داده و انسان و انسانيت را با تمام وجود به مسخره گرفتهاند.
جاهلند و مىگويند عالميم، اسيرند و مىگويند آزاديم، آلودهاند و مىگويند وارستهايم، بدبختند و مىگويند خوشبختيم، محتاج به معلمند و مىگويند استاديم، نيازمند به موعظهاند و مىگويند، واعظيم، اهل ضلالتند و مىگويند داراى هدايتيم، بساطى از خدعه و مكر و غل و غش پهن كرده و به صيد آدميان پرداخته و پس از صيد عباد حق بيش از پيش دچار غرور شده و چند اسبه به سوى گمراهى و گمراه كردن مىتازند.
كلام اميرالمؤمنين ٧ درباره عالمان غافل
حضرت على ٧- آن كانون معرفت و قله مرتفع عشق و حقيقت ايمان- درباره اين نابكاران پست مىفرمايد:
وآخر قد تسمى عالما وليس به، فاقتبس جهائل من جهال واضاليل من ضلال، ونصب للناس اشراكا من حبائل غرور وقول زور..[١].
[١] -نهج البلاغة: خطبه ٨٦؛ بحار الأنوار: ٢/ ٥٦، باب ١١، حديث ٣٦.