عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٣ - فرار از عجب با ياد خدا
منشأ عجب اين بيچارگان و خودپسندى اين بدبختها جز جهل و بىخبرى و غفلت و بىخردى چيزى نيست گرفتار عجب بايد بداند راه خطرناكى را طى مىكند، راهى كه خطر جدايى از واقعيتها و دورى را به دنبال دارد و ميوه تلخش عذاب الهى در روز قيامت است.
خود ديدن و خود خواستن و خود پسنديدن و عمل و مال و علم خود را بالاستقلال نظر كردن و به آن دل خوش نمودن راه شيطانى و عاقبتش خزى دنيا و گرفتارى به آتش در جهان ديگر است.
عجب موجب جدايى از اولياى الهى
عجب گاهى مراحل بسيار خطرناكى دارد. از جمله آن مراحل اين است كه انسان را به عقل تنها و دانش تنها متكى كرده و دست آدمى را از دامن راهبران الهى و پيشوايان حق يعنى انبيا و اوليا و ائمه طاهرين : جدا كرده و وسيله بدبختى دو جهان را براى آدمى فراهم مىآورد.
اگر خير دنيا و آخرت مىخواهيد، هيچ وقت نگوييد عمل من، ثروت من، شخصيت من، دانش من، عقل من، رأى من، بلكه تمام وجود شما مترنم به اين حقيقت باشد كه:
ألعبد وما فى يده كان لمولاه.
بنده و آنچه در اختيار دارد همه و همه از آن مولاى اوست.
به اين حقيقت هر كس به نحو شهود واقف گردد در دل را به روى تمام رذايل بسته و به خصوص از صفت نكوهيده و ناپسند عجب و خودبينى رسته است.
فيض آن عارف واله مىگويد:
|
خوشا دلى كه زغير خداست آسوده |
ضمير خويش زوسواس ديو پالوده |
|
|
خوش آن كه جان گرامى به حق فدا كرده |
تنش به بندگى مخلصانه فرسوده |
|
|
زحق چه بهره برد آن كه روش با غيرست |
خدا قل الله و ذرهم به بنده فرموده |
|
|
دمى چگونه تواند به ياد حق پرداخت |
كه نيست يك نفس از فكر غير آسوده |
|
|
دلا بيا كه زغير خدا بپردازيم |
كنيم سر خود از ياد غير پالوده |
|
|
دل از جهان بكنيم و به حق دهيم جهان |
وفا ندارد و تا بوده بىوفا بوده |
|
|
به يمن دوستى اهل بيت پيغمبر |
به سوى خلد ره مستقيم پيموده |
|
فرار از عجب با ياد خدا
اميرالمؤمنين ٧ درباره عظمت و نتيجه توجه به حضرت حق مىفرمايد:
به راستى كه خداى تعالى ياد خود را صيقل دلها قرار داده تا بدان وسيله گوش دل پس از كر شدن شنوا گردد و چشم دل پس از كم سويى تيزبين شود و دل از ستيزهجويى سر به فرمان نهد، همواره خداى را كه نعمتهايش گرامى باد در فواصل زمان و دورانهايى كه چراغ هدايت انبيا خاموش بوده، بندگانى است كه چون به درياى انديشه فرو روند، خداى تعالى رازهاى نهانى با آنان گويد و از