عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٥ - غرور، حجابى بين انسان و حقايق
بىطرف و پوسيده، بلكه مردگان موذى و مضر كه بوى عفونى لاشه پليد آنان به جهت مردن، عقل و وجدان در درونشان، مشام انسانهاى گلشن جو را مىآزارد.
وقتى كه خرد و وجدان در درون يك انسان نابود شد، عاملى براى تشخيص حق و باطل و هدايت و ضلالت در وجود او نيست كه بتواند با بينايى و روشنبينى در اين دنيا حركت كند، از اينجاست كه بايد گفت: نمايش حيات، يا حيات نمايشى غير از حيات حقيقى است؛ زيرا ركن اساسى حيات حقيقى يا حيات معقول، خرد و وجدان آدمى است و با رفتن آن دو حيات حقيقى و حيات معقول وجود ندارد[١].
دائم در حال دعا باشيد كه خداوند عزيز ما را يك آن به خود وامگذارد و دست گدايى و نيازمندى ما را از دامن رحمت و لطفش جدا نكند كه اگر به اين بلا دچار شويم، مخرب وجود و شخصيت الهى خود گشته و سد راه عباد خدا خواهيم شد و اين همه محصول تلخ غرور و عجب و خودبينى است، اگر دائم در حال خدابينى و خداگويى باشيم از شر اين صفت شيطانى در امان خواهيم بود.
غرور، حجابى بين انسان و حقايق
امام صادق ٧ دنباله روايت غرور را اين چنين دنبال مىكند:
چه بسا كه از نفس خود مذمت كنى، ولى در حقيقت قصد تو از اين مذمت مدح و تعريف خود باشد و اين نيز از نتايج غرور است.
بدون شك از كدورتهاى غرور و فريب شيطان و آرزوهاى غلط نفس نجات نخواهى يافت، مگر با انابه صادقانه و رجوع و بازگشت به حضرت احديت و زارى
[١] -ترجمه و تفسير نهج البلاغة: ١٤/ ١١٤.