عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٣٣ - نتيجه عجب
يا نفس تقولين قول الزاهدين، وتعملين عمل المنافقين، وفى الجنة تطمعين، هيهات هيهات ان للجنة أقواما آخرين ولهم أعمال غير ما تعملين[١]:
اى نفس! گفتارت گفتار زاهدان است و كردارت كردار منافقان و با اين حال طمع بهشت دارى، چه دور است چه دور است اين طمع تو، اهل بهشت قوم ديگرند و عمل ايشان عمل ديگر، امثال اين مخاطبات باعث دفع عجب است مورث زيادتى رغبت به طاعت.
|
كسى كو مهر جانانى ندارد |
سراسر تن بود جانى ندارد |
|
|
پى خواب و خور آن كس شد چو حيران |
كه ذوق عيش انسانى ندارد |
|
|
بود هر درد را درمان به جز عشق |
كه آن دردى است درمانى ندارد |
|
|
نشايد كس چو موسى رهبرى را |
چو او گر علم چوپانى ندارد |
|
|
نبارد ابر رحمت بر كسى كاو |
سحرها اشك ريزانى ندارد |
|
اول كارى كه خداوند قادر به صاحب عجب مىكند، سلب مال و علم و حسن و شهرت و قدرت از اوست، اين برنامههايى كه اسباب عجب بودند، تا معجب بداند كه عاجز و حقير و فقير و ندار است و اين كمالات به قدرت ديگرى بوده، پس او را كبر سزاست نه اين را كه سراپا عجز و شرمسارى است و اين سلب كمالات از
[١] -روضة الواعظين: ٢/ ٤١٤.