عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٣ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
جمعى را رأى آن است كه تا تزكيه نفس حاصل نشود، تجليه روح ممكن نگردد و طايفهاى ديگر بر آنند كه اگر مدت عمر در تزكيه نفس به سر برند تمام مزكى نگردد و كس به تجليه روح نپردازد، ولكن چون اول نفس را به قيد شرع محكم كنند و روى به تصفيه دل و تجليه روح آورند بر قضيه:
من تقرب الى شبرا تقربت اليه ذراعا[١].
كسى كه يك وجب به من نزديك شود يك ذراع به سوى او نزديك مىشوم.
الطاف خداوندى به استقبال آيد و تصرفات جذبات عنايت و فيض فضل الوهيت متواتر گردد، دل را به يك ساعت چندان تزكيه نفس حاصل شود كه به مجاهدت همه عمر حاصل نشدى كه:
جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين[٢].
جاذبهاى از جاذبههاى حق برابر با عمل جن و انس است.
ولكن روح در بدايت حال طفل صفت است، او را تربيتى بايد تا مستحق تجليه شود؛ زيرا كه روح تا در اماكن روحانى بود و هنوز به جسم انسانى تعلق نگرفته، بر مثال طفل بود در رحم مادر كه در آنجا غذاى مناسب آن مكان يابد و او را علو و شناختى باشد لايق آن مقام، ولكن از غذاهاى متنوع و علوم و معارف مختلف كه بعد از ولادت تواند يافت محروم و بىخبر باشد.
هم چنين روح را در عالم ارواح از حضرت جل و علا غذايى كه ممد حيات او گردد مىبود، مناسب حوصله و همت او در آن مقام و بر كليات علوم و معارف
[١] -عوالى اللآلى: ١/ ٥٦، حديث ٨١؛ بحار الأنوار: ٨٤/ ١٨٩، باب ١١.
[٢] -خواجه ايوب آن را مطابق متن حديث نبوى شمرده و غزالى در احياء العلوم ٤/ ٥٦ بدون انتساب به قائلى آورده است.