عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦٩ - تفسير«حاسد»
غربىهاى صليبى مقصد خود را پيش بردند و با اجراى نقشههاى خود طرز فكر مليتپرستى را در ميان ما اشاعه داده و به تناسب انديشه مليت پرستىها در ميان ملل اسلامى مكتبها و اصول گوناگونى منتشر نموده به آنها چنين وانمود كردند كه وحدت تودهها و ملتها، جز در سايه مليتپرستى امكانپذير نيست.
در صورتى كه همه اصول و مكتبهايى كه آنان در سر راه جوانان و بعضى از احزاب سياسى، قرار دادهاند، صلاحيت اين را ندارد كه اساس و پايه وحدت تودهها و ملتها باشد؛ زيرا كه رهبران مليتپرستى، در طرز فكر خود اختلاف داشته و بر دستجات و احزابى تقسيم شدند و هر كس به سوى حزب و فلسفه مخصوص خود دعوت مىكند!!
اين بود نقشه شوم استعمارگران براى نابودى اسلام.
تفسير «حاسد»
[و من شر حاسد إذا حسد][١].
و از زيان حسود، زمانى كه حسد مىورزد.
حاسد، صفت لازم است: كسى كه داراى طبيعت و خوى حسد است. اين خوى چون ديگر خوىهاى پست ناشى از كوتاهبينى و ناتوانى و زبونى روحى است و اثرش در نفس حاسد اين است كه بدون حساب سود و زيان از نعمت و قدرت ديگرى رنج مىبرد و خود را مىخورد و چون اين خوى برانگيخته شد و از درون سرزد فتنه برمىانگيزد و زيانها مىرساند.
[١] -فلق( ١١٣): ٥.