عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٩١ - سلطه شيطان
و دروغ وعده نمىدهد.\* [ولى آگاه باش كه] يقينا تو را بر بندگانم هيچ تسلطى نيست، و كافى است كه پروردگارت نگهبان و كارساز [آنان] باشد.
مقصود از شركت شيطان در اموال و اولاد و ساير شؤون زندگى، شركت محسوس و عينى نيست كه مانند يك پديده فيزيكى قابل مشاهده باشد، بلكه منظور شريك شدن او در هدفگيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك انسانى در انديشه و گفتار و رفتار مىباشد، مانند شركت نفس كه مديريت غرايز حيوانى را دارد و در شؤون زندگى داخل در هدفگيرىها و انتخاب وسايل و ساير عوامل محرك مىگردد.
سهم آدمى در اين شركت، گاهى به قدرى تقليل پيدا مىكند كه شؤون زندگى آدمى تا حد مالكيت انحصارى شيطان و هوا و هوس در مىآيد، اين حد از تبهكارى در قرآن مجيد در آيه زير گوشزد شده است:
[أ رأيت من اتخذ إلهه هواه أ فأنت تكون عليه وكيلا][١].
آيا كسى كه هواى [نفسش] را معبود خود گرفته ديدى؟ آيا تو مىتوانى كارساز ونگهبان او باشى [كه او را به ميل خود به راه راست هدايت كنى؟].
شيطان اين موجود پليد در درون سينههاى آنان تخم گذارد و جوجه درآورد و حركت كرد و تدريجا در آغوش آنان نشست.
آن سينه آدمى كه جايگاه دل است و دل آدمى كه جايگاه تجلى انوار الهى است و انوار الهى كه از خورشيد عظمت خداوندى تشعشع مىكند، با پيروى از شيطان مبدل به قفسه و آشيانه دائمى شيطان مىگردد.
معناى قفسه شيطان بودن آن نيست كه واقعا يك موجود فيزيكى در سينه آدمى
[١] -فرقان( ٢٥): ٤٣.