عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٧٢ - وصاياى موسى
گناهان ديگر بيندازم، پس در حال غضب خود را حفظ كن مبادا كه به هلاكت افتى.
٢- در خود عجب و خود پسندى راه مده؛ زيرا عجب و تكبر مرا به اين تيرهبختى نشاند، در حدى كه رانده درگاه حق شدم و مورد لعن او و بندگانش قرار گرفتم. ٣- با زن اجنبيه خلوت مكن كه من تمام قدرتم را براى به عصيان كشيدن تو به كار مىگيرم و كمتر كسى مىتواند در خلوت خود را حفظ كند.
٤- تا مىتوانى با خداى خويش عهد و نذرى مبند كه من تا جايى كه قدرت دارم نمىگذارم كسى به عهدش پاى بند باشد و مخالفت نذر علاوه بر اين كه عصيان كرده مورد غضب خدا هم هست.
٥- چون قصد دادن صدقه كردى عجله كن ورنه تو را از فضيلت آن محروم خواهم كرد[١].
آنچه از حضرت موسى به عنوان درس و پند رسيده بيش از اين است در اين بخش فقط به ذكر نمونههايى از عنايات اين دوستان حقيقى انسان اكتفا مىشود، باشد كه همين برنامهها وسيله رشد وكمال ما شوند.
|
اى به خود زنده مرده بايد شد |
چون بزرگان بخرده بايد شد |
|
|
پيش از آن كت به قهر جان خواهند |
جان به جانان سپرده بايد شد |
|
|
تا نميرى به گرد او نرسى |
پيش معشوق مرده بايد شد |
|
|
مشمر گام گام همچو زنان |
منزل ناشمرده بايد شد |
|
|
ره به آهستگى چو شمع برو |
زان كه اين ره سپرده بايد شد |
|
|
زود شو محو تا تمام شوى |
كه تو را رنج برده بايد شد |
|
|
هم چو عطار اگر نخواهى ماند |
مزد كونين برده بايد شد[٢] |
|
[١] -قصص الانبياء، راوندى: ١٥٣، فصل ١، حديث ١٦٣؛ بحار الأنوار: ١٣/ ٣٥٠، باب ١١، حديث ٣٩.
[٢] -عطار نيشابورى.