عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢٠٤ - درجات استقامت
و كارگزار است، روح استقامت تخيلى او، از او سلب مىگردد، در اين حال نمىتواند به استقامت تكيه، يا با استقامت پيشروى نمايد، استقامت بدين معنى اختصاص به زمان تفرقه دارد، در مقام جمع كه سلب انانيت از سالك شده، استقامت بدان معنا كه گذشت مفهومى ندارد، استقامت در اين مقام از آن حق متعال است.
در مقام فنا هنگامى كه از سالك سلب انانيت مىشود، همه آن امورى كه به او انتساب دارند از او سلب مىشوند و استقامت نيز از آن امورى است كه از دست سالك بدر مىرود، حضرت شعيب به قوم خود مىگفت:
[و ما توفيقي إلا بالله][١].
و توفيقم فقط به [يارى] خداست.
توفيقى كه نصيب من شده از عنايت حق متعال است، همين جمله را ما هم مىگوييم، فرقى در عبارت ما و او نيست، فرق در اين است كه او به شهود اين حقيقت را دريافته و آن را اظهار مىكند، ما در نيافته بلكه از پس چندين حجاب آن را عنوان مىكنيم، او به حقيقت مىگويد ما به مجاز، استقامت نيز همينطور است، حقيقتش از آن كسانى است كه به نعمت وصال نايل آمدهاند.
سالك در سير به سوى حق با نور توحيد و جذبات ذوقى عوالم شهود، راه سلوك را مىپيمايد[٢].
[١] -هود( ١١): ٨٨.
[٢] -مقامات معنوى: ٢/ ١.