عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٤٦ - غرور، حجابى بين انسان و حقايق
و تضرع بردن به پيشگاه مقدس او و شناختن عيوب نفس و طرق فريب او كه در غايت پنهانى و دقت است، طرقى كه موافق عقل و علم و دين و شريعت و سنن و طريقت نيست.
اگر تو با وجود اين همه خطرها و عيوب نفس، راضى از خود باشى و از خويش سلب تقصير كنى، زهى خفت عقل و سبكى رأى كه حاكم بر توست و زهى شقاوت و بدى نفس تو كه در اين مدت مديد و عهد بعيد، راه به نفس خود نبرده و منجيات و مهلكات را نشناختهاى!
بدان كه كسى عمرش ضايعتر از تو نشده و حسرتى چون حسرتت در قيامت براى كسى نيامده است.
در اين زمينه هيچ جملهاى رساتر و عالىتر از كلام وجود مقدس حضرت مولى الموحدين اميرالمؤمنين ٧ نيست كه مىفرمايد:
بينكم وبين الموعظة حجاب من الغرة[١].
بين شما و موعظه حجابى از غرور است.
علامه خويى در «شرح نهج البلاغة» در وضيح اين جمله مىگويد:
غرور و غفلت از بافتههاى خطرناك شهوت و عشق به دنيا و متابعت هوا و سستى از به دست آوردن واقعيتها و خلاصه محصولى از رذايل اخلاقى است.
اگر انسان در شؤون زندگى صرفا به دنبال غرايز جسمى و حيوانى باشد، بر قلبش پرده كدورت افتد و چشم بصيرتش بسته شود، در آن هنگام از ديدن حقيقت عاجز شود، اگر چه صداى حقيقت در اعلا مرتبه بلند شود و داعيان حقيقت جهان را پر كنند، ضخامت اين حجاب گاهى به حدى مىشود كه قلب از تنفس كردن
[١] -نهج البلاغة: حكمت ٢٨٢؛ غرر الحكم: ٢٦٦، حديث ٥٧٦١.