عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٦ - غرور در قرآن
و حيات خود كامى نجسته و بهرهاى نگرفتند، آلوده بودن به گناه و عصيان لذت نيست، كمال بدبختى و هجوم بردن به انسانيت و پايمال كردن حق ديگران است.
آنان كه در تمام دوره تاريخ بدين سان زيست و زندگى داشتند، قبل از افتادن به كام مرگ پشيمان شدند و با كوله بارى از حسرت و اندوه و ماتم و شقاوت و بدبختى، در بستر رنج و مرض و ناكامى جان به مالك دوزخ سپردند!!
آنان چند روزى به جوانى و نشاط و به سلامت بدن و به زر و زيور و به اندكى مال و تعدادى اطرافى جاهل و نادان و بدبخت مغرور شده و گول خورده و فريفته شدند و پس از صرف عمر در باطل و از دست دادن وقت پرقيمت در برابر كارهاى لغو و بيهوده، تك و تنها و با دلى پرغصه همراه با پروندهاى سياه و دچار بودن به غضب الهى از دنيا رفتند!
غرور در قرآن
قرآن مجيد، غرور را محصول فريبخوردگى مغروران از مظاهر زندگى مادى و آرزوهاى غلط و وساوس شيطانهاى انسى و جنى مىداند و در صورت ادامه غرور تا روز مرگ، حاصلى جز عذاب دردناك براى مغروران بيان نمىكند.
اينان كسانى هستند كه واقعيتهاى الهى و نبوت انبيا و امامت امامان : و قواعد حضرت حق را به استهزا گرفته و وجودشان خارى در راه الهى و سدى در برابر اوليا حق و مؤمنان است كه بندگان دوست براى عبور از راه الهى جهت دست يافتن به مقام قرب و لقا، بايد با اين نابكاران به جنگ و مبارزه برخيزند و در راه رسيدن به هدف متحمل زحمات و مشقات فراوان گردند.
اين بىخبران بىخرد، همان ياوهگويان و سفسطهگران ادوار تاريخند كه با شمشير بىخبرى به عقول و ارواح مىتازند و مىخواهند چون چنگيز و تيمور،