عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٣٦٢ - انسان در كلام نراقى
چنين باشد مىرساند به جايى كه با وجود اين كه در اين دنيا هست، هر لحظه از مبادى فياضه كسب فيوضات مىكند و دلش به نور الهى روشن مىشود، تا زمان مفارقت از اين دنيا رسد، پردههاى ظلمانى طبيعت از پيش ديده به بصيرتش برداشته مىشود.
و اين همه ميسر نيست مگر اين كه انسان بر تربيت انبيا آراسته شود و درخت وجودش از فيوضات ربانيه آن بهره گيرد كه هيچ مكتبى قدرت تربيت آسيه، مريم، خديجه، زينب، سلمان، ابوذر، مقداد، عمار و... را جز مكتب انبيا ندارد.
انسان با اتصال به مكتب انبيا، مؤمن حقيقى و مسلمان واقعى مىشود و وجود وى تبديل به منبع بركت و خير و منفعت مىگردد.
|
بپرسيدم ز يك علامه معناى مسلمانى |
مسلمان را صفاتى گفت آن داناى ربانى |
|
|
مسلمان آن كه آميزد به هم دنيا و عقبا را |
نه مستهلك در اين گردد نه در آن يك شود فانى |
|
|
مسلمان مرد عزم و پشتكار و صبر و اطمينان |
تو مرد سست و تنبل را مسلمان كى توان خوانى |
|
|
مسلمان مشمئز از جهل و كوشا بهر كسب علم |
مسلمان را چراغ علم اندر سينه نورانى |
|
|
مسلمان مرد عفو و مهر و انصاف و جوانمردى |
مسلمان مظهر تكميل نيكىهاى انسانى |
|
|
مسلمان زنده دل پاكيزه جان |
خوشروى و خوش اخلاق به چشمان |
|
|
مسلمان از فراست نور يزدانى |