عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٢ - حاجى سبزوارى و ناصرالدين شاه
مرحمت كرده سپس فرمود: از آنچه مىخوانى دست بردار كه بهترين كيميا دانش امام صادق ٧ است!!
حكيم متأله آقا سيد كاظم عصار مىگويد:
از كسانى كه درك محضر حاجى كرده بودند و ما محضر آنان را دريافتيم و اگر تعيين نمىداشتى نقل نمىكردمى كه روزى فقيرى به حضرت آن بزرگوار شد و خواستار مقدارى سركه گرديد و حاجى با آن كه سخن كوتاه مىگفت به بلندى فرمود كه نداريم و فقير گفت: به فلان گوشه زير زمين سركهاى هست و حاجى فرمود كه درويش! از چشم تو پردهاى برگرفتهاند كه چنين مىكنى، پردهها هست كه بايد برگيرندش!!
|
گر مدعيان نقش ببينند پرى را |
دانند كه ديوانه چرا جامه دريده است |
|
|
آن كيست كه پيرامن خورشيد جمالش |
از مشك سيه دايره نيمه كشيده است |
|
|
اى عاقل اگر پاى به سنگيت برآيد |
فرهاد بدانى كه چرا سنگ بريده است |
|
|
رحمت نكند بر دل ديوانه فرهاد |
آن كس كه سخن گفتن شيرين نشنيده است[١] |
|
حاجى سبزوارى و ناصرالدين شاه
ناصر قاجار كه از متكبران دوران و داراى اخلاق فرعونى بود مىگويد:
[١] -سعدى شيرازى.