عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٧٦ - خواطر و وساوس
پس چون محبت قوى گردد و همگى وى دوست فرو گيرد، چنان شود كه هميشه گويا دوست پيش وى است، اگر لمحهاى از دوست غافل گردد، چنان داند كه دوست با وى عتاب همى كند.
|
چنان به كوى تو آسوده از بهشت برينم |
كه در ضمير نيامد خيال حورى و عينم |
|
|
كمند طره نهادى به پاى طاقت و تابم |
سپاه غمزه كشيدى به غارت دل و دينم |
|
|
نه دست آن كه دمى دامن وصال تو گيرم |
نه بخت آن كه شبى جلوه جمال تو بينم |
|
|
مرا چه كار به ديدار مهوشان زمانه |
كه با وجود تو فارغ زسير روى زمينم |
|
|
چگونه شاد نباشد دلم به گوشهنشينى |
كه خال گوشه چشم تو كرده گوشهنشينم |
|
|
بر آستانه آن پادشاه حسن فروغى |
كمان كشيده زهر گوشه لشگرى بكمينم[١] |
|
در هر صورت به فرموده حضرت صادق ٧ با ياد خدا و اهميت دادن به اوامر حضرت او و ترك محرمات و توجه به اطلاع علام الغيوب بر همه اسرار، روزنه نفوذ وساوس شيطانى را ببنديد كه وسوسه دام خطرناك و طريق شرانگيز و آتش سوزنده و توفان بر باد دهندهاى است.
[١] -فروغى بسطامى.