عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٢١٦ - عجب در روايات
برده و براى انسان ارتكابش را آسان مىنمايد!
آدم معجب هر آينه به خود و به پروردگارش مغرور مىشود و از عذاب و مكر حق ايمن گردد و كار را به جايى مىرساند كه انسان تصور مىكند برايش در پيشگاه حق منزلتى است و گاهى بدتر از آن آدمى را به خاطر ايمان و عملش به منتگذارى بر خداوند مىكشاند.
اعجاب به نفس يا به عقل يا به عمل يا رأى و يا به علم، انسان را از استفاده و استشاره و سؤال از علم و پندگيرى و نصيحتپذيرى محروم مىنمايد، عجب حالت بسيار خطرناكى است كه آفات و زيانش قابل شمارش نيست.
قرآن مجيد در بسيارى از آيات اعلام صريح فرموده، خداوند اهل عجب را دوست ندارد.
عجب در روايات
در دعاى بيستم «صحيفه سجاديه» مىخوانيم:
وعبدنى لك، ولا تفسد عبادتى بالعجب[١].
الهى! بندگى مرا براى خود خالص قرار ده و از اين كه عجب عمل مرا فاسد كند مرا در پناهت محافظت فرما.
حضرت رضا ٧ مىفرمايد:
مردى در بنى اسرائيل چهل سال خدا را عبادت كرد، عبادتش مقبول حضرت دوست نيفتاد، به خود گفت: بدبختى از خود توست و علت منع قبولى در وجود توست، از جانب حق ندا آمد، اين سرزنشى كه از خود كردى، از عبادت چهل
[١] -الصحيفة السجادية: ٩٤؛ مستدرك الوسائل: ١/ ١٤٢، باب ٢١، حديث ٢١٠.