عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٠ - صفت غرور
حى، قيوم، مالك، خالق، بارى، مصور، قدير، محيط، سميع، عليم، بصير، خبير، كريم، حكيم، عزيز، غفور، رحيم، لطيف ...
خود را همه كاره و مالك پنداشته، فريفته مظاهر شده و به آنچه در دست داريم كه به طور حتم همه آنها از بين رفتنى است، مغرور شده و گول مىخوريم و به هر چيزى چشم طمع دوخته براى به دست آوردن و يافتنش دين و دل و جان و نفس و عقل و فطرت را فدا مىكنيم!!
چون در فضاى فريفته شدن و مغرور شدن و گول خوردن قرار بگيريم، درهاى رحمت و روزنههاى عنايت به روى ما بسته مىشود و مرگ عقل و روح ما مىرسد و از هويت و حيثيت ما جز بدنى كه شهوت و شكم بر آن حاكم و غالب است چيزى نمىماند و در پايان اين راه است كه درمىيابيم بود و نبود ما از دست رفته و در درون جز حسرت سخت و در برون جز عذابى دردناك حاصلى از تمام عمر براى ما باقى نمانده است، آن وقت است كه با كمال ذلت و زارى و خضوع و خشوع و ترس و وحشت از حضرت حق، مىخواهيم ما را به دنيا بازگرداند تا به تدارك اين همه خسارت برخاسته و به عمل صالح روى آوريم، در پاسخ ما مىگويند: هرگز كه اين زمان بايد آماده ورود به برزخ براى پاسخگويى به جنايات و اشتباهات و غرور و غفلت خود باشى.
[حتى إذا جاء أحدهم الموت قال رب ارجعون\* لعلي أعمل صالحا فيما تركت كلا إنها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون][١].
[دشمنان حق از دشمنى خود باز نمىايستند] تا زمانى كه يكى از آنان را مرگ در رسد، مىگويد: پروردگارا! مرا [براى جبران گناهان و تقصيرهايى كه از
[١] -مؤمنون( ٢٣): ٩٩- ١٠٠.