عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٧ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
گردد و بر جواب بلى قيام نمايد.
و در اينجا چون روح از لباس بشريت بيرون آيد و آفت تصرف وهم و خيال از او منقطع شد، هر چه از ملك و ملكوت بدو عرضه دارند، تا در ذات آفاق و آيينه انفس جمله آيات بينات حق مطالعه كند، در اين حالت اگر به دريچه حواس، بيرون گردد در هيچ چيز نظر نكند مگر آثار آيات حق در او مشاهده كند و از اينجا فرمودهاند:
ما نظرت فى شىء إلاورأيت الله فيه[١].
نظر نكردم در چيزى، مگر اين كه خدا را در آن ديدم.
اينجا عشق صافى گردد و از حجاب عين و شين و قاف بيرون آيد، هم عشق به روح درآويزد و هم روح به عشق درآويزد و از ميان عشق و روح دو راه برخيزد و يگانگى پديد آيد، هر چند خود را طلبد عشق را يابد.
تا اكنون زندگى عشق به روح بود، در اين مقام عشق قائم مقام روح گردد و در قالب نيابت او برمىدارد و روح پروانه شمع جمال صمديت مىشود و گرد سرادقات شمع احديت پرواز مىكند و هم چو عاشقان سرمست نعرهزنان و فرياد كنان به زبان حال مىسرايد:
|
شمع است رخ خوب تو پروانه منم |
دل خويش غم تو است بيگانه منم |
|
|
زنجير سر زلف كه در گردن توست |
بر گردن بنده نه كه ديوانه منم |
|
در اين مقام الطاف ربوبيت بر قضيه:
من تقرب إلى شبرا تقربت إليه ذراعا[٢].
[١] -اين سخن منسوب است به محمد بن واسع.
[٢] -عوالى اللآلى: ١/ ٥٦، حديث ٨١؛ بحار الأنوار: ٨٤/ ١٨٩، باب ١١.