عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ٦٨ - طريق تصفيه وجود و تجليه روح
كسى كه يك وجب به من نزديك شود يك ذراع به سوى او نزديك مىشوم.
استقبال كند و روح را بر بساط انبساط راه دهد و ملاطفت و معاشقه:
[يحبهم و يحبونه][١].
آنان را دوست دارد، و آنان هم خدا را دوست دارند.
در ميان آرد و مخاطبات و مكالمات عاشقانه آغاز نهد و مورد اين خطاب مىگردد:
|
اى عاشق اگر بكوى ما گام زنى |
هر دم بايد كه ننگ بر نام زنى |
|
|
سر رشته روشنى به دست تو دهند |
چون شمع گر آتشى تو در كام زنى |
|
چون رطلهاى گران شراب معاتبات:
[إنا سنلقي عليك قولا ثقيلا][٢].
به يقين ما به زودى گفتارى سنگين [چون آيات قرآن] به تو القا خواهيم كرد.
به كام روح رسد و تأثير او به اجزاى وجود تاختن گيرد، از سطوت آن شراب هستى، روح روى در نيستى آرد و از آزادى وجود روى در خرابى فنا گيرد.
روح را يك چند در اين منزل اعراف صفت كه ميان عالم صفات خداوندى است و دوزخ عالم صفات هستى بدارند و به سراب شهود بقاى صفات وجود از او محو مىكنند و در اين حال انواع كرامات بر ظاهر و باطن پديدآمدن گيرد، اگر رونده در اين مقام بدين نعمتها باز نگردد به چشم خوش آمد، از حضرت منعم باز ماند و بسا مغروران كه از اين مقام:
[١] -مائده( ٥): ٥٤.
[٢] -مزمل( ٧٣): ٥.