عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١١٢ - شكوه كارل از بىمعرفتى انسان
كه ايجاد كرده است بيگانه به نظر مىرسد، چون نتوانسته آن را در خور خود بسازد، بدان جهت كه طبيعت خود را نشناخته است.
بنابراين سبقت زياد و بىتناسب علوم مادى بر علوم زيستى را بايد يكى از حوادث ناگوار تاريخ بشريت دانست!!
محيطى كه به كمك فكر و اكتشافات علمى ما ايجاد شده است و با قد و شكل ما تناسبى ندارد و به ما نمىآيد.
در آن تيره بختيم و اخلاقا تحليل مىرويم، محققا جماعات و ملكى كه تمدن صنعتى در آنها به اوج كمال خود رسيده است زودتر مضمحل مىشوند و بازگشت آنان به سوى بربريت آسانتر انجام مىگيرد؛ زيرا بدون دفاع در برابر محيط نامساعدى كه علم براى آنان ايجاد كرده است زندگى مىكنند.
در حقيقت تمدن امروزى ما نيز مانند اسلاف خود، به خاطر دلايلى كه هنوز به خوبى نمىشناسيم محيطى ايجاد كرده است كه ادامه زندگى در آن غير ممكن مىنمايد، اضطراب و تيرهروزى ساكنان شهرهاى بزرگ، معلول تشكيلات سياسى و اقتصادى و اجتماعى و مخصوصا انحطاط شخصى آنهاست و در واقع قربانى عقب افتادگى علوم زيستى از علوم مادى گشتهاند.
اين بود نظر يك دانشمند غربى درباره انسانهايى كه از معرفت نسبت به شخصيت خود و راه صحيح زندگى، تهى هستند.
انسان اگر به خدا برگردد و دست به دامن وحى بزند و به حلال و حرام حق و مسائل عالى اخلاقى و عملى آشنا شود، موجود با معرفتى گشته و از زندگى خويش بهره دنيايى و آخرتى خواهد برد كه معرفت، ريشه سعادت دارين و منشأ خوشبختى و بهروزى در تمام زواياى حيات است.
اهل معرفت، حضرت حق جل و علا را همه كاره و مالك و رب الارباب دانند