ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢١٢ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
اطاعت و يا معصيت نمودهاند چرا در آن جهان جاودانه متنعم يا معذب ميشوند؟ فرمود علت مخلد بودن اهل دوزخ در دوزخ اين است كه نيت و تصميم آنان در دنيا اين بود كه اگر در دنيا جاويدان باشند دائما معصيت و نافرمانى كنند و همچنين علت خلود بهشتيان در بهشت اين است كه نيت و تصميم آنان در دنيا اين بود كه اگر در دنيا هميشه بمانند اطاعت ابدى داشته باشند اينها از جهت همين نيت و طينت نيك بهشتى و مخلد در بهشت و آنها هم از نظر همان نيت و طينت خبيث دوزخى مخلد در دوزخ شدند سپس آن آيه را تلاوت فرمود: قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ هر كس بر طبق نيت خود عمل ميكند در تفسير عياشى هم اين طور نقل كرده.
٣١- فقه الرّضا از عالم يعنى از حضرت رضا ٧ اين روايت را ميكنم كه فرمود نيت مؤمن بهتر از عمل او است چون او چيزهائى را كه خيلى بهتر از اعمال خارجى او است نيت ميكند (از لحاظ كيفيت و كميت بهتر است) و نيت فاجر بدتر از عمل او است و هر عامل و انجام دهنده كار مطابق نيت خود كار ميكند و براى ما روايت شده كه نيت مؤمن از عملش بهتر است چون مؤمن كارهائى را كه قدرت و توانائى او را ندارد نيت ميكند و آرزو دارد و روايت شده هر كس حسن نيت داشته باشد خداوند روزيش را از ياد ميگرداند و از عالم ٧ سؤال كردم از تفسير آيه خُذُوا ما آتَيْناكُمْ بِقُوَّةٍ آنچه ما بشما دادهايم (برنامه سعادت بخش دينى) محكم بگيريد آيا منظور قوت و نيروى بدنى و جسمى است و يا قوت و نيروى دل فرمود هر دو. و فرمود گفتار بكردار و كردار به نيت و نيت به انطباق با سنت و برنامه دينى بستگى دارد.
و نيز براى ما روايت شده كه حسن خلق از دو جهت ممكن است باشد يكى اينكه شخص ذاتا و بحسب طبع و خلقت خوش خلق است و ديگر اينكه از لحاظ تربيت دينى خود را موظف بخوش خلق بودن ميداند و لذا با نيت و تصميم خوش خلقى را انتخاب ميكند كه اين دومى برتر و ارزش آن بيشتر است و نيز براى ما روايت شده هيچ گاه انسان از تصميمگيرى عاجز و ناتوان نخواهد بود هر تصميمى را ميتواند بگيرد و از آن حضرت حديث ميكنم كه نيت مؤمن از عملش بهتر است توضيح خواستم فرمود از نظر اينكه رياء امكان دارد در عمل داخل شود ولى نيت قلبى رياء بردار نيست و از عالم ٧ تفسير همين حديث را سؤال كردم فرمود چه بسا ممكن است بانسان حالتى رخ دهد كه فرصت عمل از دستش برود نظير مرض و بيمارى و يا ترس شديد ولى در همان حال نيت عمل خير را دارد و لذا نيت از عمل بهتر و فرصت آن بيشتر است و در توجيه ديگر اينكه در همان حالات عقل و روحش سالم و از او جدا نشده ولى ممكن است قدرت بر عمل قبل از رفتن عقل و جان از