ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٢ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ سوره آل عمران ٣١ بگو اگر راستى خدا را دوست داريد بايد از دستورات و خواستههاى او كه بوسيله من بشما ابلاغ مىشود متابعت و پيروى كنيد تا در نتيجه خدا هم شما را دوست داشته و گناهان شما را ببخشد بنا بر اين كسى كه محبت بخدا داشته باشد خدا هم او را دوست ميدارد و او را از عذاب خويش در امن و امان قرار ميدهد.
و در تفسير امام نقل نموده كه حضرت سجاد ٧ فرمود: من دوست ندارم كه عبادتم را بانگيزه و اغراض خصوصى خود و براى رسيدن بثوابهاى آن جهانى انجام دهم كه مانند بنده طمعكار كه ريشه اطاعتش طمع است باشم اگر خواستهاش تامين شود عملش را انجام ميدهد و گر نه رها ميكند و نيز دوست ندارم كه از جهت ترس و خوف از كيفر عبادت كنم خدا را كه مانند بنده زشت وظيفه نشناس باشم اگر ترس از مواخذه و كيفر نداشته باشد هيچ كارى نمىكند. سؤال شد از حضرت پس شما بچه انگيزهاى خدا را عبادت مينمائيد؟
فرمود چون او مستحق عبادت و سزاوار پرستش است از جهت اين نعمتها و الطاف فراوان كه در حق من روا داشته. و حضرت باقر ٧ فرمود: بنده در صورتى عبادت كامل و حق عبادت را ايفاء كرده كه از همه خلق منقطع گشته و بريده باشد و ارتباط و پيوند خود را فقط با خدا برقرار بدارد در انى وقت است كه خداوند متعال ميفرمايد: اين بنده من خود را براى من خالص نموده و او را با لطف و كرم مىپذيرد. و حضرت صادق ٧ فرمود:
هيچ نعمتى بالاتر و برتر از اين خداوند ببنده خود عنايت ننموده كه در دل آن بنده جز خدا چيز ديگرى نباشد.
امام هفتم ٧ فرمود: با ارزشترين اعمال اين است كه در عبادت جز انگيزه قرب و نزديكى بخداوند متعال چيزى نباشد. و حضرت رضا ٧ در تفسير آيه شريفه (إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ) كلمات و اعتقادات پاك است كه بسوى خدا ميرود (خداوند باعتقادات قلبى مردم مينگرد) فرمود منظور از اين كلم طيب گفتن و اعتقادات اسلامى است
لا اله الا اللَّه محمّد رسول اللَّه علىّ ولىّ اللَّه و خليفة محمد رسول اللَّه حقّا و خلفاؤه خلفاء اللَّه (وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ)
و البته عمل صالح است و كارهاى نيك و شايسته است كه آن اعتقادات را بالا ميبرد و تقويت ميكند، فرمود فهميدن انسان كه اين عمل و اين گفتار همان گونه كه با زبان گفته صحيح و درست است.
و ميگويم من نيتهاى فاسد و صحيح افراد و اقسام ديگرى هم دارد كه با مقايسه و سنجش با همين مطالب و اقسام نامبرده روشن مىشود و اينها همه بستگى دارد باحوال و صفات انسان و ملكاتى كه در درون انسان رسوخ كرده و ريشهدار گشته كه اين انگيزهها و