ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٠ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
تجار و بازرگانان است كه هدف سودجوئى است. گروهى ديگر بداعى و انگيزه ترس از عذاب خدا را عبادت ميكنند اين هم عبادت بردگان است گروهى هم بداعى شكر و انگيزه سپاس از نعمتهاى فراوان خداوندى عبادت خود را انجام ميدهد و اين عبادت آزاد مردان است.
مرتبه چهارم كسى كه از جهت احساس شرم و حياء انجام وظيفه ميكند اين چنين شخصى تمام توجهش بعظمت و جلال خداوندى است و خود را در تمام حالات و جميع اوقات در مرئى و منظر خدا مىبيند و عقلش خوبى اعمال نيك و زشتى كارهاى بد را درك ميكند و نظرى بنعمتهاى دنيوى يا اخروى ندارد فقط از اين جهت كه خداى بزرگ را هميشه حاضر و ناظر اعمال خود مىداند شرم دارد از اينكه در حضور او كار زشتى انجام دهد و آن كار ترك واجب باشد و يا انجام معصيت و به همين مرتبه اشاره فرموده در گفتار شريفش كه فرمود: احسان (كه يكى از صفات مؤمنين و يكى از منازل سلوك است) اين است كه خدا را بگونهاى عبادت نمائى كه مانند اينكه او را ميبينى و اگر تو او را با چشم ظاهر نمىبينى قطعا او تو را مىبيند.
مرتبه پنجم كسى كه بقصد قرب و انگيزه نزديك شدن به خدا عبادت خدا ميكند كه قرب و نزديكى معنوى بقرب و نزديكى مكانى تشبيه شده است و اين همان نيتى است كه اكثر فقهاء گفته و در عبادت شرط دانستهاند ولى تحقيق و بررسى معناى قرب را در كلماتشان نديدهام و توضيحا بايد گفت كه مقصود از قرب يا قرب و نزديكى از لحاظ درجات كمال است چون بنده از جهت اينكه موجودى است ممكن و موجودى ممكن الوجود از خود هيچ چيز ندارد و در نهايت درجه نقص و كمبودى است و فاقد هر گونه كمال است و ذات واجب الهى داراى جميع صفات كماليه است بطور اطلاق و بىنهايت بنا بر اين ما بين فقر محض و غناى مطلق بعد و دورى فراوان است و ما فوق تصور هست و چون در طريق سير معنوى قدم نهد هر مقدار كه بوسيله عبادت و انجام وظيفه خود را بصفتى و كمالى متصف سازد و نواقص اخلاقى و درونى را از خود مرتفع نمايد بهمان ميزان واجد كمالات گرديده و به سرچشمه كمالات نزديك و متخلق باخلاق ربوبى ميگردد. و يا منظور از قرب و نزديكى در ياد او بودن و در مقام معنى همراه و مصاحب او بودن است مثلا كسى كه هميشه و دائما در ياد كسى بوده و فكرش مشغول باو است و مرتب در صدد تامين خواسته او و اجراء دستور او است چنين شخصى مثل اين است كه هميشه با او است گر چه از نظر مكان و محل فاصله زيادى با او داشته باشد و نظير همين نيت است اگر انسان عمل خود را براى امتثال و اجراء امر خداوند متعال و يا بر وفق مشيت و اراده او و يا بجهت انقياد و اجابت دعوت