ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٦٤ - اخبار
١٨- تفسير امام حسن عسكرى ٧ قوله تعالى ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً وَ إِنَّ مِنَ الْحِجارَةِ لَما يَتَفَجَّرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَشَّقَّقُ فَيَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ. سوره بقره ٧٤ دلهاى شما ديگر سخت و سفت شده مانند سنگ يا سختتر از سنگ.
چون پاره از سنگها جوهاى آب از خود بيرون ميدهد و پاره از آنها تكان خورد و شكافى بر ميدارد و آبى از آن خارج مىشود و قسمتى از سنگها از خوف و خشيت الهى جا كن شده و از بالاى كوه به پائين مىافتد و خدا هرگز از اعمال شما غفلت ندارد.
امام ٧ فرمود خدا كه ميفرمايد ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ يعنى غلظت پيدا كرده و از خير و رحمت خشكيده دلهاى شما اى گروه يهود با اينكه آيات و معجزات روشن زمان موسى ٧ و معجزاتى كه از رسول خدا ٦ ديدهايد براى شما محسوس و معلوم شده و اين دلها مانند سنگ خشك و بىرطوبت و هيچ گونه اميدى بخير و نفعى از آنها نيست باين ترتيب كه شما نه حق الهى را انجام ميدهيد و نه از گوشه و كنار اموال خود صدقه و خيراتى داريد و نه كرم وجود و سخاوتى از خود نشان ميدهيد و نه ميهماننوازى ميكنيد و نه دست بيچاره و گرفتارى را ميگيريد و نه در معاشرت و معامله خوى انسانى را در نظر ميداريد.
أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً اين دلهاى يهود در قساوت و تيرهگى و سختى مانند سنگ يا سخت از آن در اين جمله براى شنوندگان ابهام گوئى كرده و واضح و روشن مطلب را بيان نفرموده مانند كسى كه بگويد من گوشت و يا نان خوردم البته مقصودش اين نيست كه بگويد در نظرم نيست كه چه چيز خوردم، بلكه منظور اينست كه طرف را از آنچه خورده آگاه نكند و ابهام گوئى كند گر چه خودش ميداند كه چه خورده است اين آيه هم نظير اين است و معناى (او) بل نيست كه بمعناى استدراك باشد بل اشدّ قسوة چون استدراك بمعناى جبران غلط و اشتباه است و خداوند منزه از اين است كه در مقام خبر دادن اشتباه كند و بعدا تدارك نمايد چون ذات مقدسش عالم و آگاه است بآنچه بوده و آنچه خواهد بود و آنچه كه نيست كه اگر بنا شود وجود پيدا كند بچه ترتيبى خواهد بود (بهمه چيز كاملا آگاه است البته استدراك از بشر مخلوق ناقص اشكالى ندارد و نيز مقصود از او (او) و او نيست و أَشَدُّ قَسْوَةً دلهاى شما مانند سنگ است و سختتر از آن چون در اين صورت جمله دوم جمله اول را تكذيب ميكند زيرا در فراز اول فرمود دلهاى شما در قساوت و سختى مانند سنگ است نه سختتر از آن و نه نرمتر و اگر در فراز دوم بگويد سختتر از سنگ است از ميزان اول بايد دست برداشته باشد كه گفت سختتر از سنگ نيست و اين چنين حرف زدن مانند گفتار كسى است كه بگويد مثلا از دل شما خير اندكى و نه خير و نفع زيادى تراوش نميكند