ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٨ - و اما اخبار و روايات
هميشه در فكر دنيا و در ياد آن مىشود و اصلا توجهى بآخرت و فكر آسايش آن جهان را ندارد و در دنيا هم بآمال و آرزوى خود نميرسد و در نتيجه در هر دو جهان زيانكار ميگردد و اين همان بدبختى و شقاوت آشكار و روشن است
استحفظته ملائكتى
يعنى فرشتگان را دستور ميدهيم كه او را از تباهى و هلاكت و زيان در امور دينى و زندگى دنيوى نگهدارى نمايند
و كفّلت السّماوات و الأرض رزقه
كه معنايش گذشت و
ضمّنت
يعنى آسمان و زمين را ضامن و كفيل روزى او ميگردانم كنايه از اينكه اسباب و وسائل روزى او را از آسمان و زمين فراهم مينمايم
و كنت له من وراء تجارة كلّ تاجر قبلا
گفته شد كه اين جمله را ميتوان بچند وجه معنا كرد. اول اين بود كه من دنبال تجارت تجار هستم و اين تجارتها را بسوى او سوق ميدهم يعنى دلهاى تجار را بسوى او منعطف ساخته و در دل آنها اين فكر را قرار ميدهم كه سهمى از سود خود را باو بپردازند دوم اينكه من خود براى او تجارت مينمايم بجاى تجارت آنان اگر قرار ميشد آنها براى او تجارت نمايند سوم اينكه من خودم يعنى قرب و نزديكى او بمن و محبت و دوستى من باو عوض منافع زوال و فناپذير تجار است به عبارت ديگر در تجارت معنوى و حقيقى- من مقصود و هدف او هستم در مقابل مقاصد و اهداف دنيوى تجار كه نه تجارتشان سودمند است و نه از هدايت الهى برخوردارند چهارم- اينكه من علاوه بر اينكه تجارت و معاملات مردم را بسوى او سوق ميدهم قرب و نزديكى و رضوان خود را بهره او ميسازم كه در نتيجه سود و بهره هر دو جهان نصيب او خواهد گشت و اين است تجارت پر سود
و اتته الدّنيا و هى راغمة
يعنى ذليلانه در مقابل او تسليم است.
منظور اينكه دنيا بآسانى و بدون زحمت و تحمل ذلت و پستى بدست او مىآيد و يا باين معنا كه دنيا و زندگى دنيا با اينكه از نظر چنين شخصى پست و بىارزش است باو رو مىآورد و يا باين معنا كه دنيا و زندگى دنيا با اينكه قاعده نبايد بدست چنين شخصى باشد و چون باسباب وسائل دستيابى بآن توجه نكرده و راههاى تكثير ثروت را نميپيمايد در عين حال دنيا باور ميكند و اين معناى سوم گرچه معناى لطيف و دقيقى است ولى بعيد است (البته اين معانى سهگانه از جهت اختلاف معانى راغمه است) چون در قاموس گويد الرّغم كه راء آن سه جور خوانده مىشود بمعناى كراهت داشتن و بىميل بودن مرغمة هم باين معنا است رغمه بر وزن علمه و يا بر وزن منعه يعنى كراهت پيدا كرد نه پسنديد او را و رغم انفى للَّه با حركات سهگانه راء يعنى با كراهت و بىميلى بينى من بر خاك مذلت آمدن
ارغمه اللَّه
يعنى خداوند غضب و سخطش را شامل حال او نمود رغمته يعنى بر خلاف انتظار او و مخصوصا براى ناراحتى او كارى را انجام دادم (بيان قاموس تمام شد) و در