ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٦ - و اما اخبار و روايات
قضاوت مىكند.
١٨- كافى .... حضرت باقر ٧ فرمود كه رسول خدا ٦ فرمايد خداوند متعال چنين اعلام فرموده كه قسم بعزت و جلال و كبرياء و نور و علو و ارتفاع مكان خودم هيچ بندهاى هوا و خواست خودش را بر اراده و خواسته من مقدم ندارد مگر اينكه من بكيفر اين عمل كارهاى او را پريشان سازم
(شتّت عليه امره)
و زندگى دنياى او را بر او دشوار نمايم
(لبّست عليه دنياه)
و قلبش را بدنيا مشغول دارم
(شغلت قلبه و بها)
و از اموال دنيا بجز آن مقدارى كه مقدر نمودهام باو نخواهم داد. و بعزت و جلال و عظمت و نور و علو و ارتفاع مكان خود سوگند. هر بندهاى كه خواست مرا بر خواسته خود مقدم دارد من ملائكه خود را حافظ و نگهبان او نموده و آسمان و زمين را كفيل روزى او قرار ميدهم و من خود دنبال معامله و تجارت تجار بسود او ميپردازم و دنيا در نهايت ذلت و تسليم باو رو مىآورد.
بيان ذات اقدس الهى بمنظور تاكيد مطلب و قطعيت مفاد و معناى روايت و تثبيت آن در دل شنوندگان سوگندهائى ياد فرموده اول سوگند بعزت است و عزت يعنى نيرو و قوت و غالب و قاهر بودن مقابل ذلت و زبونى و بمعناى مثل و مانند نداشتن و سوگند دوم.
بجلال خود و او بمعناى منزه و پيراسته بودن از نواقص و كمبودىها و يا باين معنا كه عقول و افكار مخلوق بذاتش راه ندارد و يا آن قدرت مطلقه كه هر قدرتمندى در برابر او كوچك و ناچيز است سوگند سوم بعظمت و بزرگى و منظور عظمت مقام و مرتبه است كه هر صاحب مقامى در برابر او ذليل و زبون است و يا مقصود اينكه آن ذات مقدس برتر از اين است كه احدى بحقيقت صفاتش پى برد سوگند چهارم بكبرياء و مقصود از كبرياء اين است كه كليه موجودات مقهور و او بر همه قاهر و غالب و همه آنها در مقابل اراده و مشيت او تسليم است سوگند پنجم بنور و روشنايى و او عبارت از هدايت و راهنمائى او است كه تمام موجودات آسمانى و زمينى از هدايت تكوينى و تشريعى برخوردار هستند و در اثر آن راه كمال و سعادت خود را بروشنى ديده و مسير رشد و صلاح خود را دريافتهاند همان گونه كه بوسيله نور ظاهرى راه را مىبيند. سوگند ششم بعلو و بلندى منظور اينكه ذات اقدسش بلندتر از اين است كه عقول و افكار و افهام بآن برسد و يا مقصود اينكه او چون علت العلل است فوق جميع ممكنات است و يا اينكه او متعالى و برتر از اين است كه متصف بصفات مخلوقات و ممكنات باشد سوگند هفتم بارتفاع مكان و اين بمعناى برتر بودن از اين كه توصيف و تعريف گويندگان او را بتواند توصيف نمايد و شايد بعضى از اين جملهها تاكيد و توضيح جمله ديگر باشد لا يوثر عبد هواه على هواى يعنى انتخاب نميكند و مقدم نميدارد