ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٨٣ - و اما اخبار و روايات
وسط يهوى هويّا يعنى از بالا بپائين سقوط كرد. راغب اصفهانى گويد هوى تمايل نفس است بسوى شهوت و هواى باين معنا در باره نفسى كه بطرف شهوات تمايل دارد گفته مى شود و جهت اينكه اين گونه تمايل نفسى را هوى گويند از اين نظر است كه صاحبش را در اين جهان بسقوط كشيده و در دره بدبختى ميافكند و در آن جهان بوادى دوزخ پرتاب مينمايد و خداوند متعال پيروى و متابعت از هوى را شديدا نكوهش نموده مانند آياتى كه ذكر مىشود آيا بدبختى آن كس را كه هواى خود را خداى خود قرار داده است ديدى؟ و باز فرموده از هواى خويش پيروى مكن كه در اين صورت تو را از راه خدا گمراه ميسازد ص ٣ و باز فرموده متابعت مكن كسى را كه غافل كردهايم دل او را از ياد خود و دنبال هواى خود را گرفته و راه و روش او تعدى و تجاوز بحقوق و حدود الهى است كهف ٢٨ و باز فرموده اى رسول ما اگر از خواهشها و هواهاى آنان پيروى نمائى بعد از اينكه علم و دانش بتو دادهايم ... بقره ١٢٠ و اينكه در اين آيه اهواء بلفظ جمع بكار رفته از اين نظر است كه مردم هواها و تمايلات گوناگون دارند هر كسى هوى و تمايلى غير تمايل شخص ديگر دارد.
علاوه بر اين تمايلات شخصى يك انسان نهايت و آخرى ندارد مرتب در تزايد است بنا بر اين متابعت و پيروى از خواهشهاى آنان نهايت گمراهى و كمال حيرت و سرگردانى است و باز فرموده از هواها و خواستههاى جهال و نادانان پيروى مكن جاثيه ١٨ و باز فرمود ...
مانند كسى كه از اثر متابعت هوى شياطين او را ربودهاند انعام ٧١ و باز فرمود از خواهشها و هواى نفس آنهائى كه دير زمانى است در گمراهى هستند پيروى و متابعت ننمائيد مائده ٧٧ و باز فرموده بگو اى پيامبر كه من از خواهشهاى شما هرگز پيروى نمىكنم كه در اين صورت گمراه خواهم شد انعام ٥٦ و باز فرموده از خواستههاى نفسانى و پيشنهادهاى آنان پيروى مكن و بگو من بآنچه پروردگار نازل نموده ايمان دارم شورى ١٥ و باز فرموده كيست گمراهتر از آن كس كه هدايت الهى را ناديده گرفته و از هواى نفس خود پيروى نموده قصص ٥٠ تمام شد بيانات راغب و من ميگويم البته روشن است كه هواهاى نفسانى يعنى آنچه را كه انسان تمايل باو دارد نميتوان همه را در بست زشت و نكوهيده دانست و هم چنين نبايد آن چيزى را كه انسان تمايل باو ندارد بطور كلى خوب و پسنديده شمرد بلكه ملاك و ميزان در بدى و خوبى خواستهها آن بيانى است كه در فصل مذمت دنيا گفته شد و آن اين است كه آنچه را كه انسان بانگيزه شهوت و خواهش نفس و بمنظور لذت جسمى انجام ميدهد و هدف او تامين و رسيدن بامور دنيوى باشد و هيچ گونه قصد خدائى و انگيزه الهى در او نباشد البته چنين عملى و تمايلاتى هواى مذموم و تمايل نكوهيدهاى است.
و اين شخص از نفس سركش و اماره متابعت و پيروى مينمايد اگر چه بصورت و بحسب