ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤٤ - اما اخبار و روايات در اين باب
پس سزاوار است بجنگ و مبارزه او بپردازد.
و خداوند متعال هم در موارد زيادى از قرآن دشمنى او را اخطار كرده تا انسان وسائل ايمنى و دورى از او را بدست آورد فرموده (شيطان دشمن شما است شما هم با او دشمن باشيد او حزب و سپاهش را براى اغواى شما مهيا ساخته تا همه را اهل دوزخ گرداند فاطر ٦) و باز فرموده (اى آدمزادگان آيا با شما عهد نه بستيم كه شيطان را نپرستيد زيرا روشن است كه او دشمن بزرگ شما است يس ٦٠) پس سزاوار است كه بنده خدا بدفع و طرد اين دشمن بپردازد نه اينكه خود را به پرسش و بحث از ريشه و ماهيت او واصل و نسب و محل او مشغول نمايد آرى از اسلحهاش بايد تحقيق كند تا اينكه سپر مناسب در برابرش تهيه كند و اسلحه شيطان هم هواهاى نفسانى است و اين مقدار از معرفت و شناسائى براى تمام مردم كافى است و اما شناختن ذات و حقيقت شيطان و حقيقت ملائكه اين صحنه و ميدان اهل عرفان است كه در علوم مكاشفه از اسرار جهان غوطهورند و در علم اخلاق و حكمت عملى نيازى بآن نيست ... تا آخر تحقيقاتى كه آن محقق نموده است در اين مقام و من ميگويم (چند جمله كوتاهى از مرحوم مجلسى راجع به تحقيقاتى كه اين محقق نموده) آنچه را كه ايشان گفته كه دفع و طرد شيطان توقف بر شناختن حقيقت و ماهيت شيطان ندارد البته اين مطلبى است درست و صحيح ولى توجيهى كه راجع به فرشته و شيطان بطور اشاره در اينجا داشت و در جاى ديگر صريحتر و روشنتر گفته با اينكه در قرآن بر خلاف نظريه او اين مطالب صريحا گفته شده- اين توجيه و تاويل جرأت و بيباكى است در مقابل بيانات الهى و گفتار پيغمبر همان طورى كه تحقيق اين مطالب را از نظر قرآن، در جلد ١٤ بحار (جلد ٥٩ از طبع جديد از صفحه ٢٠٢ ببعد) نمودهايم و اعتماد و توكل بر خداوند دانا و آگاه است و ما در اين بحث سخن را طول داديم و بسط و تفصيل بيشترى در اينجا نموديم براى اين جهت كه فهم اخبار و احاديث گذشته و آينده سهل و آسان شود. (در اين حديثى كه در اول بحث نقل شد كلمه شيطان مفتن داشتيم اكنون توضيح معناى مفتن) مفتن بكسر تاء تشديد دار و يا بدون تشديد يعنى گمراهكننده در قاموس اللغة ميگويد فتنه بكسر اول يعنى آزمايش و پسند كردن چيزى (فتنه يفتنه فتنا و فتونا و افتنه) و بمعناى گمراهى- گناه- كفر- رسوائى- عذاب و شكنجه- آب كردن و ذوب نمودن طلا و نقره- گمراه كردن- ديوانگى- اختلاف در راى و نظر- مىآيد فتنه يا فتنه و يا افتنه- يعنى كسى را در فتنه افكند- خداوند فرموده إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ بيضاوى (يكى از مفسران) در جهت ادبى و قاعده نحوى اين آيه- گفته است كه در اين آيه لفظ اذكر در تقدير است يعنى بياد بياور آن زمانى را يا اينكه كلمه اذ مربوط است به