ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٤٠١
و اگر دل انسان زنده شد صفت استقامت و پايدارى در راه رسيدن بهدف بدست مىآيد.
و هر كس كه عبادتش بر پايه خوف و رجاء باشد گمراه نخواهد شد و بمقصود خود نائل مىشود. و اما راه پيدايش خوف. البته كسى كه از خاتمه كار خود آگاهى ندارد و نميداند پرونده اعمالش چگونه و بچه نحو بسته خواهد شد و از طرف ديگر اعمالش هر چه هم زياد باشد او را ذى حق و طلبكار نخواهد كرد و از خود قدرت و نيروئى ندارد و راه فرار و گريزى هم نيست قطعا حالت خوف و ترس در او پيدا مىشود. و اما راه پيدايش رجاء و اميد باين طريق است كه او خود بعجز و ناتوانى خود معترف و آگاه است و از هر جهت فقير ولى در عين حال در درياى نعمت و الطاف حق غوطهور و مراحم و عنايات بيشمار خداوند از هر جانب او را فرا گرفته همين توجه بنعمتهاى بيشمار رجاء او را تقويت و او را اميدوار برحمت الهى خواهد نمود. بنا بر اين كسى كه محبت و عشق بخداى مهربان در دلش جايگزين شده عبادت و شبزندهداريش بر پايه اميد باو و چشم داشت از لطف و عنايت خداوندى استوار است و كسى كه زاهد است عبادتش بر اساس خوف و ترس است.
اويس قرنى هرم بن حيان را گفت: مردم اعمال و عبادات خود را بر پايه رجاء و اميد قرار دادهاند. هرم گفت: ولى ما بر اساس خوف اعمال خود را انجام ميدهيم. خوف دو قسم است: ثابت و استوار و ديگرى عارض و جديد.
خوف ثابت موجب پيدايش رجاء مىشود و خوف و ترس جديد و تازه بتازه موجب ثبات خوف و ترس استوار خواهد شد و رجاء هم بر دو گونه است: رجاء ثابت. و ديگرى رجاء و اميد تازه و جديد كه موقع آرزوى نعمت تازه رخ ميدهد. رجاء و اميد ثابت ارتباط و محبت بنده را با خداى خود تقويت مينمايد. رجاء و اميد تازه و جديد آرزوهاى به نعمت را تصحيح و عجز و ناتوانى او را روشن ساخته و انسان را باعتراف بتقصير وادار و او را بشرم و حيا ميكشاند.
٥٩- تفسير عياشى صفوان جمال گويد: پشت سر حضرت صادق ٧ گزاردم گذاردم.
ديدم حضرت پس از نماز سر بزير انداخت سپس عرض نمود. خداوندا مرا از مكر خودت ايمن مدار سپس با صداى بلند و يا با چهره گرفته اين آيه را قرائت نمود. فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ اعراف ٩٩ جز افراد زيانكار كسى از مكر خدا ايمن نيست.
٦٠- تفسير امام خداوند متعال در آيه شريفه (بقره ٦٣) فرمود: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا باللَّه از آنكه بخدا و بآنچه كه ايمان باو را فرض نموده از قبيل ايمان بنبوت پيغمبر و ولايت على بن ابى طالب و اهل بيت پاك او ايمان دارند وَ الَّذِينَ هادُوا يعنى يهوديها وَ النَّصارى يعنى آنان كه بخيال خود از ياوران و ناصران دين خدا هستند وَ الصَّابِئِينَ آنان كه