ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٤
مرد) گرفته شده است بنا بر اين مروت از مهمترين صفات كماليه است و ريشه و سرچشمه آنها است. در مصباح اللغه گويد مروت ادب و حالت درونى و روحى است كه انسان را به مراعات اخلاق پسنديده و عادت و روش نيك واميدارد. و قريب باين معنا است فتوت كه در فارسى بمردى و جوانمردى تعبير مىشود و آثار بيشترى كه مروت و فتوت دارد عبارت است از بذل و بخشش و خوش خلقى و خوش برخوردى و سودمند بودن بحال اجتماع و انجام كارهاى بزرگ و مهم.
مرحوم صدوق در معانى الاخبار بسند مرفوع تا حضرت صادق ٧ نقل كرده كه راوى گفته در موضوع فتوت در محضر حضرت صحبت كرديم فرمود: شما فكر ميكنيد كه فتوت بمعناى بىبند و بارى و آزادى و فسق و فجور است؟ هرگز. فتوت و جوانمردى يعنى غذاى آماده و مال بذل و بخشش شده و چهره باز و گشاده و آزار و اذيت بمردم را باز داشتن. و اما اين اعمال جاهلانه ناراحتى خانواده و فسق و فجور است سپس فرمود: مروت چيست؟ عرض كرديم نميدانيم. فرمود بخدا سوگند مروت اينست كه مرد سفره خود را كنار در خانه بگذارد باصطلاح در خانه باز باشد.
١٩- كافى از عده مشايخ ... از عبد اللَّه بن بكير از حضرت صادق ٧ كه فرمود:
ما دوست داريم آن كس را كه
كان عاقلا فهما فقيها حليما مداريا صبورا صدوقا وفيّا
، آن كسى را كه داراى اين صفات باشد دوست داريم. خداوند متعال انبياء را بداشتن اخلاق كريمه و با ارزش امتياز داده. هر كس كه اين خصال و صفات را دارا باشد البته بايد حمد و سپاس الهى را بجا آورد و كسى كه فاقد اينها باشد بايد از خدا با تضرع و دعا درخواست كند. عرضه داشتم آن اخلاق و صفات كدام است؟ قربانت شوم فرمود آنها عبارت است از ورع و پرهيزگارى- قناعت- صبر- شكر- حلم و بردبارى- حياء و شرم- سخاوت- شجاعت- غيرت- و حميت- نيكوكارى- و احسان- راستگوئى- اداء امانت.
بيان- تفسير و توضيح معنا و حقيقت عقل در اول كتاب گفته شد و ظاهرا منظور از عقل در اين روايت (عاقلا آن ملكه و حالتى است در نفس انسان كه منشأ صاحب نفع و خوبىها و دفع ضرر و زيان است و بهمين نيرو و ملكه نفس انسان قدرت پيدا ميكند بر تسلّط بر خويشتن كه بهنگام شهوت و غضب و وسوسههاى شيطانى بزانو نيايد و خود را از مهلكه شهوت و غضب برهاند.
و فهم هم يعنى تيزهوشى مخصوصى كه ذهن انسان را براى پذيرش حقائق و واقعيات آماده ميكند و با حركت سريع فكرى از مقدمات بمقاصد و نتائج منتقل مىشود و فقه، فقه يعنى پى بردن باحكام و حلال و حرام و اطلاع بر اخلاقيات و اينكه آفت و زيان نفس انسان