ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٨٢
گويد جار يعنى همسايه و آن كس كه از ظلم ستمگرى بانسان پناه آورده باشد و بمجير پناه دهنده و مستجير پناهنده و حليف هم سوگند. باينها هم جار گفته مىشود.
و رأسهنّ الحياء
و سرچشمه تمام اين صفات حياء و شرم است چون كليه صفاتى كه گفته شد در صورتى بدست مىآيد و كامل مىشود كه انسان احساس شرم و حياء از خدا و يا از مردم بنمايد پس صفت حياء نسبت باين صفات نسبت سراست ببدن و حياء يعنى خويشتن دارى از قبائح و زشتيها و احساس قبح و زشتى آنها و ترك آنها چون زشت است خلاصه يعنى عمل زشت را بخاطر زشتى و ناپسند بودن او كنار گذاشتن.
١٨- كافى از عده مشايخ از برقى از عثمان بن عيسى از عبد اللَّه بن مسكان از حضرت صادق ٧ فرمود: خداوند عز و جل پيامبران خود را باخلاق كريمه اختصاص داده شما خود را بسنجيد اگر اين صفات را در خود يافتيد شكر اين نعمت خدا داده را بجا آوريد و بدانيد كه اين خير و خوبيهائى است و اگر داراى اين صفات نبوديد از خدا بخواهيد و در تحصيل اين صفات كمال رغبت و ميل نمائيد راوى گويد كه حضرت ده صفت را ذكر نمود.
اليقين- و الشّجاعه- و القناعه- و الصبر- و الشكر- و الحلم- و حسن الخلق- و السّخاء- و الغيره- و المروّه
- و در بعضى از روايات بعد از شمردن اين صفات اضافه كرده
الصّدق- و اداء الأمانة.
بيان-
خلق
بضم خاء ملكه نفسانى و حالت ثابت و راسخى است در انسان كه باعث مىشود انجام عمل بسهولت و آسانى صورت گيرد البته بعضى از آن حالتها طبيعى و خلقتى است و بعض ديگر اكتسابى و تحصيلى است كه با تفكر و انديشه و با كوشش و پىگيرى و با تمرين و تكرار بدست مىآيد بنا بر اين با تكليف و دستور تحصيل اين صفات منافات ندارد چون قابل تحصيل است مثلا شخص بخيل در ابتداء با زحمت و ناراحتى درونى چيزى را مىبخشد ولى در اثر تكرار بخشش و ادامه آن صفت بخشش و عطاء حالت ثابت و راسخ و ملكه نفسانى و عادت عملى مىشود و منظور از اختصاص يافتن پيامبران باين صفات اين است كه يعنى آن حد اعلى و مرتبه كامل اين صفات منحصر است در انبياء يا اينكه فقط انبياء هستند كه مرتبه كامل اين صفات را دارند و نقطه مقابل اين صفات در آنان نيست و يا منظور اينست كه انبياء منحصرا مورد انزال و الهام اين برنامههاى اخلاقى هستند كه مامور تبليغ و اعلام بمردم هم هستند، همان طورى كه رسول اكرم ٦ فرمود:
بعثت لأتمّم مكارم الاخلاق
مبعوث شدهام كه با تبليغ و ارشاد خود اخلاق كريمه و فضائل انسانى را اتمام و اكمال نمايم.
و اعلموا انّ ذلك من خير
بدانيد كه داشتن اين صفات خير بزرگى است كه خداوند