ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦٣
توضيح رويت و ديدن گاهى ببينش و ديدن چشم سر گفته مىشود كه البته اكثر موارد رويت همين ديدن با چشم ظاهرى است و گاهى ببينش و ديدن قلبى گفته مىشود كه منظور انكشاف و روشن بودن كامل آن چيز است در نظر انسان. در اين حديث شريف معناى اول كه همان ديدن ظاهرى باشد مناسبتر است. يعنى از خدا بترس مانند كسى كه خدا را با اين چشم فرضا ميبيند و مشاهده ميكند گر چه اين موضوع محال و ممتنع است.
و ممكن است منظور معناى دوم باشد باين ترتيب كه مخاطب امام (اسحاق) چون از آن افراد و انسانهاى كامل كه خدا را با چشم دل در كمال روشنى درك نموده و مىبينند نيست و باين مرتبه بلند و عالى نرسيده چون اين درجه و مقام مخصوص انبياء و اوصيا است لذا حضرت فرمود
كأنّك تراه
مثل اينكه تو خدا را با چشم دل ميبينى و اين مرتبه عين اليقين است كه عاليترين مراتب و درجات سير و سلوك است. و اين جمله كه فرمود (
فان لم تكن تراه
) يعنى اكنون كه تو باين مرتبه عين اليقين و كشف و ظهور تام و كامل نرسيدهاى پس متوجه و متذكر اين مطلب باش كه او تو را هميشه مىبيند و تو دائما اين توجه را داشته باش و اين مقام و مرحله مراقبت است كه يكى از مراحل سير و سلوك است در علم اخلاق خداوند متعال در سوره نساء ١ فرمود: أَ فَمَنْ هُوَ قائِمٌ عَلى كُلِّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلَيْكُمْ رَقِيباً آن خداوندى كه بتمام كارهاى هر كس واقف و بينا است قطعا و مسلما خداوند مراقب شما و كارهاى شما است. و مراقبت يعنى توجه داشتن انسان برقيب و نگهبان خود و نتيجه مراقبت تذكر و توجه باين است كه خداوند بر تمامى اعمال و رفتار انسان مطلع و آگاه است و بتمام رازها و اسرار قلبى و خاطرات دل دانا و بينا است.
و هنگامى كه اين علم و درك در دل انسان جا گرفت همين درك و شعور حالت مراقبت به او ميدهد و نتيجه اين حالت اين مىشود كه از خوف و ترس و از جهت حياء و شرم معاصى و گناهان را ترك كرده و هميشه مواظب اطاعت و خدمت او است و اين جمله كه فرمود:
و ان كنت ترى
اگر معتقد باشى كه او تو را مىبيند باز هم معصيت او را ميكنى ... تعليم راه مراقبت است كه با اين طريق حالت مراقبت ملكه قلبى و حالت ثابتى مىشود كه موجب ترك معصيت ميگردد. و البته اين مطلب كه حكم بكفر ارباب معصيت شده
فقد كفرت
اشكال بزرگى دارد (يعنى لازمهاش اين است كه اكثر مردم را كه بگناه آلودهاند كافر بدانيم) و دفع اين اشكال فقط از راه اعتماد و اتكال بلطف و كرم خداوندى امكان پذير است. و از اين حديث استفاده مىشود كه ايمان واقعى و حقيقى با اصرار و ادامه گناه منافات دارد و جمع نميشود كما اينكه قبلا باين مطلب اشاره شده است.
ثم برزت له بالمعصية
يعنى با اين حال باز معصيت كنى و يا از براز و مبارزه باشد