ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٦١
پس از آنها گروهى وارث كتاب آسمانى شدند كه توجهشان باين متاع پست دنيوى بود و در فكر جلب منافع مادى بودند و ميگفتند خدا ان شاء اللَّه ما را ميبخشد كه اين آيه در مقام توبيخ و تكذيب گفتار آنها يعنى با چنين حالتى توقع و چشم داشت مغفرت غلط و بيجاست رجاء و اميد بمغفرت و رحمت در موردى است كه عملا مقدمات را فراهم و آماده نموده باشد و لذا در سوره بقره ٢١٨ فرمود:
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ.
آن كسانى كه ايمان آورده و براى خدا از ملك و ديار و هستى خود چشم پوشيده و هجرت كرده و در راه خدا از هيچ گونه جديت و كوشش و جهاد و مبارزه دريغ ننمودند اينان رجاء و اميد برحمت و لطف خدا دارند. ولى آن كس كه در كارهاى زشت و خدا ناپسند فرو رفته و كمترين احساس شرم ندارد و خود را در محكمه وجدان توبيخ و نكوهش نميكند و بنا و تصميمى هم بتوبه و بازگشت ندارد چنين شخصى رجاء مغفرت و اميدش حماقت و ابلهى است مانند كسى كه در زمين شوره بذر افكنده و بنائى هم بر مراقبت و آبيارى و غيره ندارد حال كه معنا و حقيقت رجاء و مورد آن روشن شد معلوم مىشود كه رجاء حالتى است كه علم و اطلاع بكيفيت مقدمات و پيدايش و حصول اكثر اسباب و وسائل اين حالت را در انسان ايجاد مينمايد و بنتيجه و ثمره اين حالت درونى اين است كه انسان بميزان قدرت و توانائى خود بتهيه بقيه مقدمات بپردازد مثلا كسى كه بذر سالم و خوب و زمين آماده و آب فراوان داشته باشد اميد و رجائش صحيح و درست است و همين اميد و دلگرمى او را وادار ميكند كه بوضع زمين بيشتر برسد و آن را بهتر آماده كند و از هر رقم علف هرزه زيان بار پاكيزه نمايد و تا وقت دستيابى بمحصول هيچ گونه احساس خستگى نمينمايد و چون اميد نقطه مقابل ياس و نوميدى است و ياس و نااميدى مانع هر گونه اصلاح و مرمت است ولى با خوف و ترس تضادى ندارد و نه تنها نقطه مقابل ترس نيست، بلكه اميد و رجاء با ترس و خوف همراه و دوست صميمى است از طريق احساس خوف و ترس و احتمال پيش آمد احتياط و پيشگيرى بيشتر نموده و انتظار حصول مطلوب قوىتر ميگردد همچنان كه حالت اميد را از راه رغبت و ميل بوصول بمقصود نيروى تحرك بيشترى ميبخشد (انتهى) حديثى كه تا اينجا مورد بحث و تشريح قرار گرفت دلالت بر اين دارد كه بنده هميشه بايد بين خوف و رجاء باشد بطورى كه هيچ يك از طرف خوف و رجاء قوىتر و بيشتر از ديگر طرف نباشد چون اگر رجاء و اميد انسان بيش از خوف باشد لازمه اين ترجيح احساس امن و امان است در غير مورد كه خداوند فرموده: أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ اعراف ٩٩ آيا از كيفرها و نقشههاى ناگهانى خدا در امانند؟ جز زيانكاران نبايد احساس