ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٧ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ در آن روز هر كس بكارهائى كه قبلا انجام داده و يا در آخر انجام داده آگاه ميگردد گفته شده مقصود از ما اخّرت باقيات و يادگارهاى خوبى است كه روش نيكوئى شده در اجتماع و يا روش و آثار بدى كه مردم پس از شخص در آن روش و خو باشند ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ چه چيز تو را بگناه و معصيت خداوند كريم مغرور نموده و در عصيانش فريب خورده و جرأت پيدا كردهاى. گفته شده گفتن صفت كريم به منظور شدت منع از فريب شيطانى است (يعنى با وجود كرم و لطفى كه خدا در حق تو معمول داشته ديگر جاى هيچ گونه فريب و جرأت بر گناه نبايد باقى بماند) و بايد بوسوسه شيطان كه ميگويد چون خدا كريم است هر گونه خلاف و گناهى انجام دهى خداوند تو را عذاب نميكند مغرور نشود و گفته شده آوردن صفت كريم بمنظور تلقين جواب همين سؤال است يعنى در پاسخ ميگويد خداوندا صفت كريمى تو مرا بارتكاب گناه وادار ميكند (البته اين حرف صحيحى نيست چون لطف بيشتر شكر بيشترى ميخواهد) و در مجمع از پيامبر اكرم ٦ نقل كرده هنگامى كه حضرت اين آيه را تلاوت فرمود، فرمود: جهل و نادانى انسان باعث جرأت و غرورش شده فَسَوَّاكَ اعضاء و جوارح بدنت را سالم و منظم و از هر جهت مهياى تأمين منافع نموده است فَعَدَلَكَ ساختمان بدنى و قواى تو را معتدل و متناسب قرار داده فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ تو را در آن شكلى و صورتى كه مشيتش اقتضاء نمود تركيب نموده كه لفظ حاء زائد است و در مجمع از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه فرمود: اگر خداوند ميخواست تو را در شكل ديگرى غير اين شكل خلقت ميكرد إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ معناى بطش گرفتن بعنف و سختى است بنا بر اين شدت بطش گرفتن با كمال شدت و غضب چند برابر است وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ بخشنده مهربان است در حق كسى كه توبه كند و اطاعت نمايد. سَيَذَّكَّرُ مَنْ يَخْشى آن كس كه خوف و خشيت دارد پند گرفته و بهرهمند مىشود وَ يَتَجَنَّبُهَا الْأَشْقَى آنكه شقاوتش بيشتر است از تذكر و پند روى گردان است الَّذِي يَصْلَى النَّارَ الْكُبْرى در آتش بزرگ قيامت وارد مىشود ثُمَّ لا يَمُوتُ فِيها نه ميميرد تا آسوده شود وَ لا يَحْيى و نه زندگى سودمندى دارد همان طورى كه در آيه ديگر فرمود وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ از هر طرف موجبات مرگ فراهم است ولى هرگز نميميرد.
وَ رَضُوا عَنْهُ اينان هم از خدا راضى و خشنودند چون خداوند اين مؤمنين را بآخرين آمال و آرزوشان رساند ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ اين نعمت الهى براى آنانى است كه از خدا خشيت دارند كه خشيت ملاك و ميزان كار و واداركننده بر اعمال نيك و هر خير و خوبى است.