ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٥٦ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
رسالت ميخواهند تا ايمان بياورند، بلكه بهانهجوئى ميكنند و اساسا هيچ خوف و وحشتى از آخرت ندارند و لذا از هر گونه تذكر سرپيچى كرده و روى گردانند هُوَ أَهْلُ التَّقْوى آن خدا سزاوار تقوى و شايسته اينكه انسان از عذاب او بپرهيزد وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ و اهل بخشش به بندگانش است.
در كتاب توحيد صدوق از حضرت صادق ٧ در تفسير اين آيه نقل كرده كه فرمود خداوند: من شايسته اين هستم كه از من پرهيز شود و بنده من در عبادت شريكى اتخاذ نكند و شايسته اين هستم كه اگر بنده من مشرك نشد او را بخشيده و داخل بهشت نمايم.
يَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ از آن روزى كه شدائد و مشكلاتش مُسْتَطِيراً كاملا آشكار و فراگير است كه اين جمله اعتقاد كامل و دورى آنان را از گناه و معصيت ميرساند (هميشه در خوف و هراسند) و مرحوم صدوق در مجالس از حضرت باقر مستطير را بمعناى كلوخ وحشتناك و على ابن ابراهيم گفته مستطير يعنى عظيم و بزرگ يوما «عَبُوساً» از عذاب آن روزى كه در آن روز چهرهها كريه و گرفته و درهم است و يا مانند شير درندهاى كه حالت عبوس و قيافه حمله بخود گرفته قَمْطَرِيراً چهره آن روز شديدا گرفته مانند كسى كه با چشم افروخته ابروها را جمع كرده. على ابن ابراهيم گفته قمطرير يعنى شديد. وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً حضرت باقر ٧ فرمود: انبساط و طراوت در چهره و سرور و خوشحالى در دل بآنها عنايت فرمود. وَ شَدَدْنا أَسْرَهُمْ با اعصاب مخصوص مفاصل استخوانها را محكم نموديم.
على ابن ابراهيم گفته يعنى آنها را آفريديم. بَدَّلْنا أَمْثالَهُمْ تَبْدِيلًا يعنى اگر بخواهيم آنان را هلاك نموده و امثال و نظائر آنها را خلقت ميكنيم و شدّة الأسر يعنى عالم ديگر و جهان آخرت و يا مقصود اين باشد كه اين گروه نافرمان را تبديل بگروه مطيع و فرمانبر مينمائيم در دنيا يدخل في رحمته با هدايت و توفيق بطاعت در رحمت خود داخل ميكند و يا در نعمت ولايت داخل مينمايد.
وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ ارشاد و راهنمائى كنم ترا بشناسائى پروردگارت فَتَخْشى تا در نتيجه خوف از خدا داشته و واجبات را انجام داده و از محرمات دورى كنى چون روشن است كه خشيت فرع بر معرفت و پس از آنست لِمَنْ يَخْشى اين تذكرات براى كسى مفيد است كه حالت خشيت داشته باشد مَقامَ رَبِّهِ از ايستادنش در مقابل پروردگار در روز حساب. چون ايمان و علم بمبدأ و معاد دارد وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى از پيروى هواى نفس خوددارى نمايد چون ميفهمد كه هواى نفس موجب شقاوت و بدبختى است. على ابن ابراهيم گفته منظور آن هنگامى است كه بنده در برابر معصيت و گناهى قرار گيرد و دسترسى بآن داشته باشد فقط از ترس الهى آن گناه را رها كند كه پاداشش بهشت است.