ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٤٨ - باب ٥٩ در باره بيم و اميد و حسن ظن بخدا و گمان لطف و كرم از خداوند متعال داشتن
اكنون ميفهمد و چشمها مىبيند چيزهائى را تاكنون نميديد و يا باين معنا كه دلها بحالت توقع و چشم داشت نجات و حالت ترس از هلاكت و بدبختى درآمده و دگرگونى مخصوصى دارد و چشمها هم در وحشت عجيبى فرو رفته و در بهت و حيرت است كه از جانب راست و يا چپ گرفته شود و نامه عملش باو داده شود وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ در آنچه كه دستور ميدهند وَ يَخْشَ اللَّهَ از گناهانى كه از او صادر شده و يتّقه در آينده از عمل تقوى را پيشه كند فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ بنعمتهاى ابدى كامياب هستند. أَنْ كُنَّا چون ما اوّل امير المؤمنين چون اولين گروه ايمان آورندگان از قوم فرعون هستيم و يا از اين اجتماع كنونى. وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي. البته ابراهيم خليل ٧ پيامبر و معصوم است پس اين چشم داشت و اميد بمغفرت خطا بعنوان هضم نفس و خود نديدن و تعليم بامت كه از معاصى و گناه دورى كرده و در ترس و خوف باشند و درخواستى است كه خداوند از افراطگرى امت چشم پوشيده و آنان را ببخشد و ضمنا استغفار از خدا كه اگر احيانا ترك اولائى و مكروهى از او سرزند درگذر. لا تَخَفْ يعنى از غير من مترس و بمن اعتماد كن إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ بهنگامى كه وحى بآنان ميشد چنان مستغرق در وحى و در خدا بودند كه بهيچ چيز توجه نداشتند البته منظور نفى خوف از غير خدا است نه از خدا چون پيامبران خائف ترين مردم هستند از خدا. و يا منظور اين است كه آنها از سوء عاقبت و بد پايانى از نظر من در امانند و لذا ترسى از اين جهت ندارند. إِلَّا مَنْ ظَلَمَ آرى آنان كه ظلم و ستم كردند در خوف و وحشتند مشهور در ميان مفسران اين است كه اين استثناء منقطع است يعنى ما بعد الّا از گروه ما قبل الّا نيست.
على ابن ابراهيم گفته معناى إِلَّا مَنْ ظَلَمَ لا من ظلم است كه حرف الّا بجاى حرف لا گذاشته شده كه خلاصه معناى آيه اين مىشود: اى موسى خوفى نداشته باش كه نزد من پيامبران ترس ندارند. نه آن كس كه ظلم و ستم كرده يعنى او بايد ترس داشته باشد و گفته شده كه الّا عاطفه است در قاموس آمده كه گاهى الّا عاطفه مىشود بمعناى واو بعدا اين آيه را ذكر كرده. لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ يعنى و من ظلم (كه البته ممكن است جمله ما بعد الّا بجمله ما قبل الّا عطف باشد يعنى پيامبران ترس و خوفى ندارند و اما كسى كه ستم كرده و بعدا روش بد خود را تبديل بروش نيك كرده باشد در اين صورت من بخشنده مهربانم) و در قرائتى هم الّا با تخفيف قرائت شده كه تنبيه و آگاهى دادن به مطلبى است (آگاه باشيد كسى كه ظلم و ستم كرده و بعدا جبران نمايد من نسبت بآن شخص بخشنده و مهربانم). إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ از موارد خوف و ترس در امان هستى. مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ گفته شده منظور از لقاء اله رسيدن و نائل شدن بثواب و پاداش الهى